ادیبی که «زبان» را عنصر گوهرین می‌دانست



 حسن میرعابدینی
منتقد ادبی

«قاسم هاشمی‌نژاد» که عصر جمعه سیزدهم فروردین دار فانی را وداع گفت، در حوزه‌های مختلف ادبیات، نقش تأثیرگذاری داشت که البته کمتر مورد توجه و مداقه قرار گرفته است. چه آنکه او اهل بده و بستان‌های مطبوعاتی نبود و به همین سبب هم، کمتر به او و آثارش پرداخته شد گرچه این، هیچ از ارزش کار او کم نمی‌کند.
او را بیشتر می‌توان حول دو شخصیت بررسی کرد؛ منتقد ادبی و داستان‌نویس. هاشمی‌نژاد به عنوان یک منتقد ادبی، در برهه اردیبهشت 1348 تا دی 1349، مسئول صفحه «عیارسنجی کتاب» در روزنامه آیندگان بود که به نقد کتاب می‌پرداخت. مجموعه مطالبش در آن زمان، چنان از غنا برخوردار بود که وقتی سال گذشته، تحت عنوان «بوته بر بوته»، در قالب یک کتاب منتشر شد، نشان داد که همچنان پس از نزدیک به نیم قرن، تازه است. او از منتقدان خوبی بود که برخلاف دیگر ناقدانِ آن سال‌ها، بدون آنکه بخواهد نظریه را مکانیک‌وار به متن الصاق کند، می‌کوشید متن را بر پایه نظریه نقد کند.
وجه دیگر هاشمی‌نژاد، داستان‌نویسی او است. او در داستان کوتاه «خیرالنساء» به زندگی مادر‌بزرگ خود پرداخت که البته کمتر مورد توجه قرار گرفت. لابلای این داستان، آمیخته با مفاهیم عرفانی بود و نکته مهم دیگر نثر آن است که هماهنگ با مضمون داستان و فضای طبیعی و عرفانی که به آن می‌اندیشد، پیش می‌رود. اما رمان «فیل در تاریکی» او را شاید بتوان اولین داستان پلیسی متعالی در ایران دانست. زیرا می‌‌توان از سال 1300 به این سو، داستان‌های پلیسی را سراغ گرفت اما او در اثر خود، شگردهایی به شکل امروزی را بکار گرفت که نتیجه آن، موفق بود. اگرچه هاشمی‌نژاد را کمتر از جنبه داستان‌نگاری‌اش، مورد عنایت قرار داده‌اند.
او از آن دست چهره‌های روز نبود که بسرعت مطرح می‌شوند و در گذر زمان، اثر کمی از آنها باقی می‌ماند  بلکه به مرور ایام، تأثیرگذاری‌شان، بیشتر رخ نمون می‌کند. آثار دیگر هاشمی‌نژاد چون «کارنامه اردشیر بابکان» - که برگردان از متن پهلوی است - و نوشتارهای دیگرش در عرصه عرفان و تصوف مانند «سیبّی و دو آینه: در مقامات و مناقب عارفان فَرَه‌مند» و «کتاب ایوب: منظومه آلام ایوب و محنت‌های او در عهد عتیق»، نشان از توجه به زبان به عنوان عنصر اصلی و گوهرین دارد و کمتر می‌توان در نوشته‌هایش، شلختگی زبانی یافت. از سوی دیگر، چه در نقدنویسی و چه در داستان‌نگاری‌اش، موضوع و مضمون، همخوانی و همسانی دارد. او بر این اعتقاد بود که باید به زبان احترام گذاشت و واژگان را حساب شده خرج کرد. حتی کنکاش در متون ادبیات کلاسیک را هم برای غنی‌تر کردن زبان امروز، مورد توجه داشت. هاشمی‌نژاد البته در شعر و داستان کودک هم دستی بر آتش داشت که نمونه آن «توی زیبایی راه می‌روم» است و می‌کوشد زبان کودکانه را متناسب با اشعار دربیاورد.
قاسم هاشمی‌نژاد که همراه با نقد جدید، مسائل زبان را هم در نظر داشت، چون برخی از منتقدان دانشگاهی، تاریخ و اجتماع را از نقد منفصل نمی‌کرد و کاش آثارش، بیشتر و بهتر، مورد بررسی قرار گیرند.