كنارِ همين سوختگان
شعر تازه يي از سيدعلي صالحي
شعله ور به شين آباد
من هم در شيونِ سيران و ستاره مُرده ام...
سَرِ شما
مشغولْ مانده گانِ تاريكي به سلامت!
نگاهشان كنيد
فرشتگانِ سوخته
با سرانگشتِ روشن شان در باد
راهِ نجاتِ جهان را نشان مي دهند،
كلماتِ من از شرمِ اين كنايه
گُر گرفته اند!
نگاهشان كنيد
آنجا... دستِ لرزانِ كودكانه يي
بر تخته سياهِ سپيده دم نوشته است:
نفت، سفره، سوختن،
درد، دنيا، دبستان...
چرخ مي زنم در آتش و دريا جوابم نمي دهد!
روزنامه
اعتماد، شماره 2566 به تاريخ 22/9/91، صفحه 16 (صفحه آخر)
□
با بودنت خدا هست