حوالی فرهنگ

حدود 60 میلیون شاعر!

یزدان سلحشور

روزنامه ایران 16 تیر ص آخر

روزگاری بود که شعر، هنر اول ما بود اما حالا نیست. روزگاری بود که یک شاعر برای اینکه توسط جامعه ادبی پذیرفته شود حتی اگر از سنین کودکی هم شروع می‌کرد، لااقل باید 15 تا 20 سال توی صف می‌ایستاد تا او را به عنوان شاعری تازه‌کار بپذیرند اما متأسفانه الان این طور نیست! [پس این به آن،در!] روزگاری بود که تعداد شاعران ما مشخص بود یعنی شاعر حرفه‌ای برای خودش معنا و مفهومی داشت و در جامعه، جایگاهی و اگر کسانی بودند که طبع شعری داشتند اصلاً روشان نمی‌شد که در محافل ادبی شعر بخوانند و بیشتر، دوستدار شعر معرفی می‌شدند اما حالا هر کسی که در خواستگاری ناموفق بوده یا نمره امتحان کنکورش خوب نشده یا صفحه فیس‌بوک‌اش عکس مقبولی دارد، دست به انتشار نوشته‌هایی می‌زند که خود، شعر می‌داند و گروهی هم پسند می‌کنند و در نتیجه، غیر از جمعیت زیر 6 سال ما، همگی شاعر شده‌اند! ما الان حدود 60 میلیون «شاعر-مخاطب» داریم که معیار تشخیص شعر خوب از بد را، یا یاد نگرفته‌اند یا سرسام گرفته‌اند میان این همه تولید ادبی، یا به عبارت بهتر، غیر ادبی! روزگاری اگر ناشری پیدا می‌شد و کتاب شعری را «منتشر می‌کرد» افتخار بزرگی بود برای «شاعری نوآمده»؛ الان بخش اعظم ناشران ما هزینه چاپ را می‌گیرند و کتاب را صرفاً «چاپ می‌کنند» نه منتشر![یعنی از پخش کتاب خبری نیست و خود شاعر باید پخش‌کننده کتابش باشد] ناشران اندکی هم هستند که برای همین روند غیرحرفه‌ای، لااقل کارشناس دارند و پایین‌تر از استانداردهای ادبی مورد نظرشان، کتابی را چاپ نمی‌کنند، ولو اینکه صاحب کتاب بخواهد پول زیادی هزینه کند. وضعیت خوبی نیست یعنی آن قدر وضعیت بدی‌است که اگر شاعر خیلی بااستعدادی هم باشی، در انبوه تولیدات سالانه نشر گم می‌شوی.حمید رضا شکارسری [با سابقه چهار دهه فعالیت در حوزه شعر و نقد] در این باره می‌گوید: «این ناهنجاری‌ها پروسه‌ای است که از کتاب‌نخوانی جامعه ما آغاز می‌شود و با معضل آنچه بحران مخاطب نامیده می‌شود، گسترده شده است. با توجه به این مشکلات است که شاعران جوان حاضرند با پول خود کتاب‌های‌شان را چاپ کنند؛ کاری که در هیچ جای دنیا اتفاق نمی‌افتد و در هیچ جای دنیا انتشار کتاب به این آسانی و ارزانی نیست. اما با‌وجود این موضوع، ناشران تصمیم می‌گیرند که پول بگیرند و کتاب شاعران جوان را چاپ کنند.» باید فکری کرد البته نمی‌دانم چه فکری!