گل سرخ

                    هادی وحیدی

ای رشک گل سرخ - گلم! – پیرهن تو

شان عسل خالص و خاص آن دهن تو

با روسری یاسمنی، یاس ترینی

ای حسرت شب بوی معطر، سمن تو

تو اطلسی رنگ به رنگ شب عیدی

آکنده ی گل های بهاری چمن تو

ای شاخه - گل نسترن باغچه ی جان

سرشار،  وجودم همه از عطر تن تو

شفافی و پیداست دل از شیشه ی جانت

آمیخته با آینگی ها بدن  تو

ای بوسه ی تو پنجره ای رو به تجلی 0

دروازه ی نور است لب بوسه زن تو

ای  معدن فیروزه و یاقوت و زمرد

ای هر چه عقیق یمنی، در یمن تو

این دل که رها بود به ناگاه درافتاد

درگیسوی پرتاب و شکن در شکن تو

توجانی و جانان منی، جان وجودی

محبوب من ! آیینه ترین است من تو

 

.....................

0اشاره به سطری از شعر سهراب سپهری