غزل عاشقانه
گل سرخ
هادی وحیدی
ای رشک گل سرخ - گلم! – پیرهن تو
شان عسل خالص و خاص آن دهن تو
با روسری یاسمنی، یاس ترینی
ای حسرت شب بوی معطر، سمن تو
تو اطلسی رنگ به رنگ شب عیدی
آکنده ی گل های بهاری چمن تو
ای شاخه - گل نسترن باغچه ی جان
سرشار، وجودم همه از عطر تن تو
شفافی و پیداست دل از شیشه ی جانت
آمیخته با آینگی ها بدن تو
ای بوسه ی تو پنجره ای رو به تجلی 0
دروازه ی نور است لب بوسه زن تو
ای معدن فیروزه و یاقوت و زمرد
ای هر چه عقیق یمنی، در یمن تو
این دل که رها بود به ناگاه درافتاد
درگیسوی پرتاب و شکن در شکن تو
توجانی و جانان منی، جان وجودی
محبوب من ! آیینه ترین است من تو
.....................
0اشاره به سطری از شعر سهراب سپهری
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ ساعت توسط هادی وحيدی
|
با بودنت خدا هست