تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها - ستاره دنباله دار

 
 
   ستاره دنباله دار
به بهانه 16 اردیبهشت داغ روز درگذشت حسین منزوی
هادي وحيدي

دو نام روشن بر چكاد غزل امروز مثل آفتابي پرفروغ مي‌درخشند: منوچهر نيستاني و حسين منزوي كه آغازگران راستين غزل نواند. غزلي كه براساس آموزه‌هاي روشن و عميق نيماي بزرگ شكل گرفته است و توانسته با حفظ صورت غزل،‌ ”شعر نو“ را در خود به وجهي درخشان‌تر به نقطه ظهور برساند.
نيستاني“ فرم را ـ كه از عناصر پنجگانه اصلي شعر است ـ در غزل دگرگون ساخت ومنزوي“ درونمايه‌اي نيمايي به آن بخشيد.
آتش‌زنه غزل امروز، غزل: چون سنگها صداي مرا گوش مي‌كني / سنگي و ناشنيده فراموش مي‌كني فروغ است كه با همين تك غزل خود، چراغي فرا راه غزل برافروخت و اين چراغ در غزل شكوهمند شاعر ”با سياوش از آتشبه كهكشاني از ستاره‌هاي دنباله‌دار تبديل شد.
در هيچ كدام از آثار شاعران غزل نو، استحكام كلام ”منزوي“ را نمي‌بينيم و اين نيست مگر تأثير انس و الفت عميق اين شاعر با ديوان شاعران بزرگ از جمله لسان‌الغيب، حافظ كه اين تأثير در مجموعه ”از شوكران و شكر“ به روشني مشهود است. اگرچه مؤلفه‌هاي سبك هندي را در غزل شاعر ”حنجره زخمي تغزل“ مي‌توانيم به احصا بنشينيم اما خود منزوي با اين سبك و شاعران آن از جمله ”بيدل دهلوي“ سر سازگاري نداشت و معتقد بود كه اين شاعر را مي‌خواهند در جايگاه حافظ بنشانند و اين گفته از كسي چون ايشان درباره اين سخن‌سراي بزرگ بعيد بود. اگر آن انسي كه منزوي با ”سفينه حافظ“ داشت با ديوانهاي شاعران سبك هندي برقرار مي‌كرد. به نظر نويسنده اين سطور، غزل او از اين مرتبه هم پرشكوه‌تر و منزلتي ماوراتر پيدا مي‌كرد؛ به ويژه در عنصر تخيل كه اصل و اساس شعر بر آن استوار است. اما متأسفانه فرياد برمي‌آورد: بعد از آن طوطيان هند آواز / غزلم بلبل عراقي بود
نوآوري و نوگرايي در غزل شاعر ”از كهربا و كافور“ به خاطر كشته‌كار بودن منزوي ـ كه در دامان شعر بزرگ شده بود ـ در حد اعتدال است. مؤلفه‌اي كه ديگر شاعران به ويژه جوانان جوياي نام از آن غافل‌اند. وسواس در انتخاب واژگان آن هم به طرز حافظ از ديگر مشخصه‌هاي آثار شاعر ”با عشق در حوالي فاجعه“ است كه بر اين خصايص مي‌توانيم سود جستن از اساطير به ويژه اسطوره‌هاي شاهنامه‌اي را هم بيافزايم كه در نوع خود قابل تأمل است. (بنده به اين مؤلفه و ديگر مؤلفه‌هاي غزل امروز در رساله دانشگاهيم بر رسيده‌ام كه اهل نظر را به آن اثر ارجاع مي‌دهم).
منزوي“ عزيز در فرمهاي ديگر هم از جمله نيمايي چيزي از اقران خود كم ندارد و پله‌اي پايين‌تر نمي‌نشيند. شعر ”چهل‌سالگي“ او از شكوهمندترين آثار نيمايي است و از شكوهمندترين آثار او. اين آثار نيز مي‌توانند موضوعي جداگانه براي رساله‌اي دانشگاهي قرار بگيرند. كاش مردي يا زني از خويش برون آيد و كاري بكند و آثار اين شاعر فقيد را به لحاظ روانشناختي هم مورد كنكاش قرار دهد كه نقدي عالي خواهد بود.
باز سالي گذشت و در ”داغ روز“ درگذشت شاعر ”به همين سادگي“ و ناقد ”ديدار در متن يك شعر“ ياد او را با دلي اندوهگين گرامي مي‌داريم و زمزمه مي‌كنيم:
دوس دارم يه دست از آسمون بياد ما دو تا رو / ببره از اينجا و اون وره ابرا بذاره
دوس دارم تا آخر دنيا تماشات بكنم / اگه زندگي برام چشم تماشا بذاره

روزنامه مردم نو۱۶ اردیبهشت

 

 

 

 

+ هادی وحيدی / دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 |