اين غزل از سروده هاي سال هاي 74-71 من است كه در نشريه هاي آن سال ها و مجموعه غزلم منتشر شده است. بنا به در خواست دوستان عزيزم –در اين سو وآن سو- درج مي شود.
سيب
هادي وحيدي
شيطانكم!دوباره مرا، سيب مي دهي؟
اي نفس سرخ وسوسه ها، سيب مي دهي؟
هفتاد مرتبه همه شب در قنوت نور
مي خواهم ازخدا به دعا، سيب مي دهي؟
آهي دگر نمانده ، بساطم تهي شده ست
جان مي دهم به نقد بها ، سيب مي دهي؟
از باغ تن نه- آه...!- به آدم زباغ روح
حواي من!خداي نما ، سيب مي دهي؟
00
اين كفر نعمت است اگر دست رد زنم
وقتي كه از بهشت خدا ، سيب مي دهي؟
سر مي برم به پاي تو پرهيز عشق را
هنگام كه بدون حيا ، سيب مي دهي؟
از شاخه ها بچين تو به عاشق سبد – سبد
يك دانه نه!مگر به گدا سيب مي دهي!
00
دندان زدم به سيب تو يك بار در بهشت
اين بار هم بگو به كجا سيب مي دهي؟
باران نخواهد آمد/ هادي وحيدي /نشر فاتزون/چاپ اول ۱۳۸۰
