تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها

 

سوگسرودي براي: پرويز مشكاتيان

   محمدرضا شفيعي كدكني


اي دوست وقت خفتن و خاموشي ات نبود
وز اين ديار دور فراموشي­ات نبود
تو روشنا سرود وطن بودي و چو آب
با خاك تيره روز هماغوشي­ات نبود
ميخانه­ها ز نعره تو مست مي­شدند
رندي حريف مستي و مي نوشي­ات نبود
دود چراغ موشي دزدان تو را چنين
مدهوش كرد و موسم خاموشي­ات نبود
سهراب اضطراب وطن بودي و كسي
زينان به فكر داروي بيهوشي­ات نبود
در پرده ماند نغمه آزادي وطن
كانديشه جز به رفتن و چاوشي ات نبود
در چنگ تو سرود رهايي نهفته ماند
زين نغمه هيچ گاه فراموشي­ات نبود

اي سوگوار صبح نشابور سرمه گون
عصري چنين سزاي سيه پوشي­ات نبود
21 سپتامبر 2009 ـ پرينستون                                        

 

+ هادی وحيدی / شنبه بیست و پنجم مهر 1388 |

ادبیات و فلسفه در گفت و گو

هانس گئورک گادامر

به کوشش رابرت پاسلیک

ترجمه،تقریر و شرح :زهرا زواریان

ویرایش علمی :بیژنعبدالکریمی

چاپ اول :1388

انتشرات نقش و نگار و نقد فرهنگ

3200تومان

 

نسبت فلسفه و تفکر ،با شعر و ادبیات چیست و ازچه منظری می توان به تعامل و گفتگو میان این دو در حوزه ی اصیل حیات بشری پرداخت ؟ بی شک رابطه میان فلسفه و ادبیات،یکی از مهم ترین چالش های است که می توان روش های آن را آزمود و از تجربه های دیگران ،برای فهم موضوع سود جست .

 

پرسش مهم در این باره این است که جایگاه فلسفه کجاست و نسبت فلسفه وتفکر،با شعر و ادبیات چیست؟ آیا صرفا اهل فلسفه ، قوام بخشان تفکر یک قوم و ملت هستند.یا شاعران و ادبیان نیز؟ نسبت میان فیلسوف و شاعر در فرهنگ یک ملت چیست ؟ آیا تعاملی میان شاعران و فیلسوفان  وجود دارد ؟ایا میان فلسفه و ادبیات ،می توان مرزهای روشن و قاطعی ترسیم کرد؟ این کتاب بستر مناسبی برای تامل بیشتر در باب نسبت میان فلسفه وادبیات فراهم می کند.

به نقل از پشت جلد کتاب  

+ هادی وحيدی / دوشنبه سیزدهم مهر 1388 |