تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها

 
بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان

مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند.

این روزها دوست دارم پست جدیدی داشته باشم اما چنان در هوای مه آلودی هستم که دلتنگ دلتنگم.بیم دارم نوشته ام شما را هم غم آلود کند.به همین خاطر چیزی نمی نویسم.در وانفسای مجله ای خوب خوب یا رمان تازه وخوبی تنها پیشنهاد می کنم نیم نگاهی به مجله زنان داخل ایران دخت داشته باشید که گاه گداری مطالب خوبی دارد.به امید برابری واقعی و مرگ بر همه ی سالاری ها. چه مرد سالاری چه زن سالاری....و کتاب روح پراگ با ترجمه ی فروغ پور یاوری انتشارات آگاه را بخوانید.

با بهترین آرزوها بهار و آغاز سال نو را هم تبریک می گویم.رسالت همه ی ما گسترش  مهربانی است. 

+ هادی وحيدی / یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 |

نگاهي اجمالي به «بديع» در غزل نو

هادی وحیدی

شعر پرشكوه و فرازمند فارسي از ديرباز و از همان آغازين دوره‌ي خود يعني سبك خراساني، با آرايه‌هاي ادبي كه از آن به عنوان «بديع» ياد مي‌شود، همراه و همساز بوده است و گام به گام كه پاي پيش نهاده، سود جستن از صنايع بديعي بهتر و پيچيده‌تر شده است و شاعران توانسته‌اند با دقايق و ظرايف تأمّل برانگيزي از اين شگردها در سخنشان استفاده كرده، از زاويه و نگاه دقيق‌تري به آن‌ها بنگرند و با اين عمل هنري خود، نفوذ و تاثير گذاري كلام را مضاعف كه هيچ، چندين برابر نمايند. «آرايش‌هاي بديعي، گر چه همانند بازي دلنشيني هستند كه شاعر با تصوّرات و تخيّلات خويش بر پاي مي‌دارد، اما پايان خوش اين بازي، تأثير در نفس خواننده و احساس و ادراك عميقي است كه در او لذّت و شادماني را به وجود مي‌آورد. البّته اين بازي آن گاه لذّت‌بخش‌تر خواهد بود كه شاعر براي آن، طرح و نقشه‌ي قبلي نداشته و اقتضاي سخن، مؤثّرترين عامل در ايجاد آن باشد. همين ناخودآگاهي شاعر و نامنتظر بودن آرايه، علّت تأثير گذاري بسيار در مخاطب خواهد بود[i]» و به همين امر مهمّ، آگاهان ديرينه‌ي فن بديع هم اذعان كرده‌اند. از جمله خواجه نصيرتوسي بيان مي‌دارند «علّت انفعال نفس از آنچه مغافصةً به او رسد بيشتر بود از آنچه به تدريج رسد،‌ يا رسيدنش متوقّع باشد.[ii]»

بدين ترتيب هر چه اين تكنيك‌هاي به كار گرفته شده، در سروده‌هاي شاعران مستتر باشند، به همان ميزان از تأثيرگذاري عميقي برخوردار خواهند بود و لذّت بيشتري را هم نصيب مخاطب خواهند كرد و مخاطب هر بار، با كشف اين پنهان شده‌ها، التذاذ تازه‌تري را در مذاق جان خويش احساس خواهد كرد.

«قطعاً يكي از عوامل زيباشناختي‌ آرايه‌ها، پنهان بودن آن‌ها و عامل ديگر، اعتدال در به كارگيري آن‌هاست. ناخودآگاهي، پنهان داشتن و رعايت اعتدال، شعر حافظ را به اوج رسانده، همچنان كه خودآگاهي، آشكارايي و افراط در بهره‌گيري از آرايه‌ها، شعر بسياري از ناظمان را به تباهي كشانده است.[iii]» متأسفانه اين ناظمان از اين كه اين آرايه‌ها،‌ پيرايه‌اند و حريف مجلس –شعر-خود مي‌بايست ابتدا دلبري داشته باشد و پس از آن، آرايه و پيرايه بر آن بربندند، غفلت مي‌ورزند و در اين خيال خام مي‌مانند كه با به كار گيري صنايع بديعي به شعري ناب رسيده‌اند…! و غافل‌اند كه شعر بايد از ناخودآگاه بتراود و اين آرايه‌ها هم، ناخودآگاهانه در جان كلام بنشينند.

در سير تطوّري كه شعر در قرن‌هاي پشت سر گذاشته، داشته است، آرايه‌ها و صنعت‌هاي ادبي و تكنيك‌هاي ديگر شعري هم تكامل يافته و گستردگي پيدا كرده‌اند. «قديم‌ترين كتاب در اين دانش ادبي [بديع] «البديع» ابن معتز است كه در آن فقط هفده آرايه معرّفي شده است. كشف و نام‌گذاري آرايه‌هاي تازه (بيش از دويست آرايه) از تحوّل كمّي و كيفي بديع، خبر مي‌دهد. اين تغيير و گستردگي و تكامل، تابعي از دگرگوني و رشد كلّي زبان در جامعه است.[iv]»  در غزل امروز هم شاهد به كار گرفتن تعدادي از آرايه‌هاي بديعي هستيم امّا براي بسياري هم نمي‌توانيم شاهد مثالي بيابيم و اگر هم شاهدي يافت شود، ديگر ناخودآگاهي و استتار را نخواهيم ديد و تصنّعي در كار خواهد بود و به سخن ديگر آن كه ، بسياري از فنون بديع، ديگر در شعر امروز كاربردي ندارند و عطاي آن را شاعران به لقايش بخشيده‌اند.

استادان فن بديع، بديع را اين گونه تعريف كرده‌اند: «علمي است كه از وجوه تحسين كلام بحث مي‌كند و از نظر ما بديع مجموعه‌ي شگردهايي (يا بحث از فنوني) است كه كلام عادي را كم و بيش تبديل به كلام ادبي مي‌كند و يا كلام ادبي را به سطح والاتري (از ادبي‌بودن يا سبك ادبي داشتن) تعالي مي‌بخشد.[v]»

غزل نو-كه بسياري از پيرايه‌ها و آرايه‌ها را از خود سترده است-به تناسب و در جايي كه لازم و ضروري است، از صنايع بديعي، سود جسته و با اين كار به تعالي كلام نزديك‌تر شده و تأثيري ژرف‌تر بر مخاطب مي‌گذارد.

براي آن كه از بديع در غزل امروز، به كمال سخن رانده شود، رساله‌اي جداگانه مي‌بايست به رشته‌ي تحرير درآيد؛ امّا در اين مجال و مقال، از آرايه‌هايي كه در اين نوع غزل كاربردي‌تر بوده‌اند، سخن خواهيم گفت و نمونه‌هايي هم ذكر خواهد شد



ادامه ی مبسوط این مقاله را در آخرین شماره ی فصلنامه ی فرهنگ زنجان بخوانید....

+ هادی وحيدی / جمعه نهم اسفند 1387 |