غزالي – ايزوتسو
سوانح االعشاق
"معشوق خود به همه حال معشوق است.پس استغناصفت اوست.عاشق را هميشه معشوق دريابد ، پس افتقار صفت او بود ،و معشوق را هيچ چيز در نمي بايد ،كه خود دارد، لاجرم صفت او استغنا باشد.
همواره تو دل ربوده اي معذوري/غم هيچ نيازموده اي معذوري/من بي تو هزار شب به خون در بودم/تو بي تو شبي نبوده اي معذوري"
رساله ي گرانسنگ سوانح العشاق، نخستين اثر مستقل در عشق است كه احمد غزالي _ برادر محمد _دست به تصنيف آن يازيده و سر مشق بزرگان ديگري چون عين القضات همداني _كه بر دارش كشيدند _ شده است .اين رساله ، رساله اي جامع ،با نگاهي عميق و روانشناسانه ، در زبان فارسي است كه در باب عشق نوشته شده و رسائل ديگر در عشق ،خوشه چين خرمن شكو همند "سوانح "اند. كسي اگر اين كتاب راچند بار به تأمل بخواند محال است كه در او بي تاثير باشد و او را از درون دگرگون نسازد.اگر چه يك بارخواندن هم آتش به پا مي كند.
نثر شيوا و به دور از مغلق گويي هاي آن چناني ،دست يافتن خواننده ي تيز بين به رموز عرفاني در آن را امكان پذير مي سازد اگر چه اورااز خواندن شروحي كه بر آن نگاشته شده ، بي نياز نمي كند.
مجالست با اين رساله ،باعث شد عشق را از زاويه ي بالايي ، در رابطه هاي انساني به نظاره بنشينم و به معشوق زميني هم از دريچه ي آسمان بنگرم.درعين سادگي عمق اين نوشتار _سوانح _ حيرت انگيز است.
ساختمان معنايي مفاهيم اخلاقي ديني در قرآن،توشيهيكو ايزتسو
ترجمه ي فريدون بدره اي
بيش ترين تأثير گذاري اين اثر درمن به خاطر نويسنده ي ژاپني آن كه بودايي مذهب بوده،بوده است.اثري كه بايد از سوي عالمان ديني و مسلمان نگاشته مي شد،همان ها كه بيش ترشان در دنياي خيالي خود _كه هزاران سال نوري از دنياي امروز فاصله دارد _مشغول حاشيه نويسي بر كتاب هايي هستند كه آن كتاب ها نمي توانند مشكلي از امروز را مر تفع سازند.خود را سر زنش مي كنم كه يك بودايي مذهب ،قرآن راچه با تأمل خوانده ومن مثلن مسلمان هنوز رو خواني و روانخواني اين كتاب آسماني را نمي توانم!

