تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها

 

جهانگشای جو ینی

عطا ملک جوینی تاریخ نگار و ادیب قرن هفتمی ، که در اثر گرانسنگ خود تاریخ جهانگشا به شرح حمله ی مغولان و چه گونگی تسلط آنان برایران می پردازد ، دربخشی ، به توصیف بهاری دست می یازد که دود ازکنده ی آدمی برمی آورد. جهانگشا نثری مصنوع  و ادیبانه دارد که در این وصف به روشنی آن را  شاهدیم

بهاری همیشه سبز ــ نه این چنین که دراین متن آمده ــ برای شما آرزومندم.

 

بهــــار

چون خبرقدوم ربیع به ربع مسکون و رباع عالم رسید ، سبزه چون دل مغمومان از جای برخاست و هنگام اسحار ، بر اغصان اشجار ، بلبلان بر موافقت فاختگان و قماری شیون ونوحه گری آغاز کردند وبریاد جوانانی که هر بهار بر چهره ی انوار و ازهار در بساتین  و متنزهات  می کش و غم گسار بودندی ، سحاب ازدیده ها اشک می بارید و می گفت باران است؛ و غنچه درحسرت غنجان از دل تنگی خون در شیشه می کرد ،  و فرا می نمود که خنده است؛ گل بر تأسف گل رخان بنفشه عذار جامه چاک می کرد و می گفت شکفته ام ؛ سوسن درکسوت سوکواران ، ازرق می پوشید و اغلوطه می داد که آسمان رنگم ؛ سرو آزاد از تلهّف هر سرو قامتی خوش رفتار به مدد آ ه سردی که  صباح هر سحرگاه بر می کشید ، پشت دو تا می کرد وآن را تبختری نام نهاده بود ، وبر وفاق او خلاف از پریشانی سر بر خاک تیره می نهاد و از غصه ی روزگار خاک برسر می کرد که فراش چمنم ؛ صراحی غرغره درگلو انداخته ، و چنگ  ورباب را آواز در بر گرفته :

کس لب به طرب به خنده نگشود امسال                    وزفتنه دمی جهان نیاسود امسال

درخون گلم که چهره بنمود امسال                            باوقت چنین چه وقت گل بود امسال

+ هادی وحيدی / جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 |

تاریخ طنز در ادبیات فارسی

دکترحسن جوادی

 

چاپ اول 1384 /3.000 نسخه

انتشارات کاروان

 

<<به رغم نظربرخی ازمحققان غربی مبنی براین که بجز نوشته های عبید زاکانی هیچ پیشینه ای ازطنز درایران وجود ندارد ، اما درواقع ، این ژانر خاص ادبی که فصل مهمی ازتاریخ ادبیات ایران رابه خود اختصاص می دهد ، مدتها درایران نادیده گرفته شده بود. درکتاب تاریخ طنز درادبیات فارسی دکترجوادی قصد دارد این اشتباه راتصحیح کند ونشان بدهد که بسیاری از نویسندگان بزرگ ایرانی درنتیجه ی خفقان ومحدودیت های سیاسی واجتماعی ، قطعات و آثار طنز آمیز زیادی نوشتند که به نوبه ی خود ، دید مارا از تاریخ کلی ایران وسعت می بخشد ... >>این کتاب در383 صفحه درقطع وزیری چند و چون  طنز را وا می کاود و وجه ممیز آن را با هجو و هزل بیان می کند. طنز و مذهب ، طنز درمطبوعات ، طنز در رمان و داستان  کوتاه و ...  از مباحث اصلی این پژوهش است. نگاه به مطبوعات وادبیات معاصر نقطه ی قوت این اثر نسبت به آثار هم ردیف است که چندان هم البته زیاد نیستند.

+ هادی وحيدی / جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 |

 

«مدرسه» فصلنامه‌ای است که چند صباحی از عمر آن نمی‌گذرد اما «طفلی‌ست که یکشبه ره صد ساله می‌رود» و تالی زنده‌یاد «کیان» است با این توضیح که ژرف‌تر از آن مسایل را می‌کاود و عمیق‌تر می‌اندیشد و در بسیاری از مقاله‌ها متفاوت‌تر و فلسفی‌تر از آن است.

سردبیری این فصلنامه‌ی  فرهنگی - فلسفی‌ (دومی رنگین‌تر است) به عهده‌ی «جلال توکلیان» است که زنجانی‌اند و آخرین اثری که از ایشان در پیشخان کتابفروشی‌ها دیده‌ام، «تأملی در مدرنیته‌ی ایرانی» نوشته‌ی «علی میرسپاسی»ست که به ترجمه‌ی ایشان از سوی «طرح نو» منتشر شده است.

چیزی که به نظرم می‌آید جای خالی ادبیات در این فصلنامه است و با نظر به عنوان فرهنگی در پیشانی نشریه و اصل بودن ادبیات در فرهنگ جوامع انسانی شایسته است از آن غفلت نشود؛ اگر چه در یکی دو شماره‌ی اول کم و بیش به آن پرداخته شده است.

به تازگی شماره‌ی چهارم این فصلنامه منتشر شده است. «معرفت‌شناسی و فمینیسم» گفت و گویی است با «لیندا مارتین آلکوف» (از پایه‌گذاران اپیستمولوژی‌های فمینیستی) و از بخش‌های خواندنی‌تر این شماره که قسمتی از آن نقل می‌شود:

«شناخت‌شناسی فمینیستی یک برنامه‌ی فکری پژوهشی است و یکی از هدف‌هایش نقد و پرده‌برداشتن از ادعاهای سفسطه‌آلودی است که تا کنون درباره‌ی ناتوانی زنان از عقل‌ورزی و دانندگی پرداخته شده است. آری، پرده برداشتن از این سفسطه‌ها هم انگیزه و هم پیامدهای سیاسی دارد ولی این نکته نه بدان معناست که پژوهش‌ها و نقدهای شناخت‌شناسانه‌ی فمینیست‌ها و نیز استدلال‌هایشان بر کارآوری خرد و توانایی دانندگی زنان را می‌توان یکسره به مشتی ترفند سیاسی فروکاست. جدا از انگیزه‌ها و پیامدهاشان، استدلال شناخت‌شناسان فمینیست "شناخت‌شناسانه" باقی می‌مانند.»

                                                                                                                            آذرماه ۱۳۸۵

 

شماره پنجم فصلنامه ی مدرسه با آثاری از محسن کدیور ، عبدالکریم سروش ، علیرضا علوی تبار و ... و با یادی از تو شی هیکو ایزوتسو ( متفکر برجسته ی ژاپنی ) منتشر شد که مثل شماره های پیشین خواندنی ، تامل برانگیز و تا حدود بسیاری جذاب است.

 

+ هادی وحيدی / دوشنبه هفتم اسفند 1385 |