شکست های غم آلود اجتماعی-سیاسی در طول تاریخ و به ویژه از مشروطیت به این سو ، باعث شده اند تا نا امیدی در دل و ذهن ایرانیان ریشه دواند و درخت یاس هر روز تنومندتر از دیروز بالیده شود.تا جایی که هیچ هیزم شکنی نیز از پس برافکندن آن برنیاید.کودتای بدفرجام 28 مرداد 1332 چنان حسرت و اندوهی را در وجود ایرانیان آزادی خواه به وجود آورد که پس از گذشت دهه هایی هنوز در روان مردم و اجتماع و سیاست رد عمیق آن مشهود است.شاعران به عنوان شاخک های حساس تر جامعه سهم فراوانی از این ملالت های برخاسته از شکست ها دارند و قسمت های عمده ای از شعر امروز لبریز از یاسی اندوهبار است که گریزی هم از آن نیست.حال به این شکست ها ی اجتماعی – تاریخی ، شکست های عشق و زندگی شاعران را هم بیافزایید و مضاعف شدن ملال را در آثارشان به نظاره بنشینید.
نماینده ی شکست و نا امیدی در شعر امروز م . امید _مهدی اخوان ثالث _ است که در شعر او ، آفتاب امید به نمدی ضخیم و چند لایه پیچیده شده است و گویی هرگز سر برتافتن ندارد و به نظرم نماینده ی شکست و یاس در غزل روزگار ما نیز حسین منزوی است و اگر چه روزگاری "رها" تخلص می کرد اما هرگز گریبانش از چنگ اندوه خلاصی نیافت و می توان به هم رسیدن شکست و اندوه اجتماعی – سیاسی و عشق و زندگی را در غزل هایش به وضوح مشاهده کرد تا جایی که از مولفه های شاخص شعر او "یاس" در مراتب نخست قرار می گیرد و شعرش را از عنصر دردآلود خویش لبالب می سازد و مخاطب را نیز درگیر این اندوه امید سوز می کند...
گزیده ای کوتاه از رساله ی خودم با عنوان " تحلیل غزل نو از دهه ی پنجاه تا امروز" که ان شاء ا... در هیات کتاب روانه ی پیشخوان کتاب فروشی ها خواهد شد.

