تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها

 

 

جستارهایی در نظریه و نقد ادبی جدید

حسین پاینده

 

چاپ اول : پاییز 1385

شمارگان : 2200 نسخه

انتشارات نیلوفر

 

دریچه ی آشنا شدنم با دکتر «حسین پاینده» (منتقد و مترجم) تحلیل فرمالیستی شعری کوتاه از دکتر شفیعی کدکنی بود (حسرت نبرم به خواب آن مرداب....) که عقبه‌ی این آشنایی به چند سال پیش تر برمی گردد. ایشان از استادان کم نظیر عرصه‌ی نقد _به معنای واقعی آن _هستند که دکترای ادبیات انگلیسی خود را از انگلستان دریافت کرده اند و یکی از بنیانگذاران رشته‌ی مطالعات فرهنگی در ایران اند. ایشان چندی در دانشگاه علامه طباطبایی _ تنها به صورت قراردادی _صاحب کرسی تدریس بوده اند و دراین چند سال  پنجره‌هایی روشن به روی دانش جویان گشوده اند. درد آور است که بگوییم ایشان نیز ایران را ترک کردند.

این استاد فرهیخته‌ی به معنای واقعی منتقد،‌ به دعوت دانشگاهی که در آن درس خوانده بودند با دعوتی سی ساله چندی است  عازم انگلستان شده ، با عزت و احترامی تمام به تدریس مشغول شده اند...

آخرین اثری که از دکتر پاینده منتشر شده است کتابی ست با عنوان «نقد ادبی و دموکراسی» که جستارهای از آن، پیش از این در نشریه ها منتشر شده است.

این مجموعه  در 288 صفحه، سیزده جستار از جمله:  ساختار یک رمان پسامدرن، داستانک و توانمندی آن برای نقد فرهنگ، جایگاه مطالعات فرهنگی در رشته ی ادبیات، اسطوره شناسی و مطالعات فرهنگی ، فروید و نقد ادبی و نقد ادبی و دموکراسی در خود جای داده است که با «هدف دامن زدن به تکثر آراء و نیز به منظور تاکید بر شالوده‌ی دموکراتیک این حوزه از علوم انسانی» نوشته شده‌اند.عصاره‌ی آثار ایشان در خصوص نقد ادبی حول این محور حرکت می کند که تا ذهن ایرانیان دموکراتیک نشده و باور به تکثر آراء نباشد نقد ادبی همین است که هست...

به همه‌ی اهالی کتاب مطالعه‌ی این اثر ارجدار توصیه شدنی است به ویژه اهالی ادبیات .

در ضمن یادم نرفته بگویم یکی از مباهات زنجان، زنجانی بودن مدیر انتشارات نیلوفر جناب آقای کریمی است که این اثر خوب نیز به همت ایشان منتشر شده است. «نیلوفر» یکی از ناشران انگشت شماری‌ست که آثار قابل تاملی در حوزه‌ی علوم انسانی به ویژه رمان منتشر می‌کند.

 

+ هادی وحيدی / پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 |

 

در میان كاغذپاره‌هایم غزلی ناقص یافتم كه به چند سالی پیشتر منسوب است. چه خیالی! سیب نرسیده همیشه خوش‌مزه‌تر است.

شاید مصراع نخست، توارد باشد.

 

دریا كنار چشم تو لنگر گرفته است

ساحل دوباره عاشقی از سر گرفته است

خوابیده‌ای به روی شن وُ محو آفتاب

خورشید آتش از تن تو برگرفته است

از موج‌ها كدام ببوسد تن تو را

 مابین‌شان دوباره جدل درگرفته است...

 

+ هادی وحيدی / شنبه چهارم آذر 1385 |

 

همایون شجریان"با ستاره‌ها" تازه‌ترین، و پنجمین اثر "همایون شجریان"، و مجموعه‌ی تصانیفی است كه باز با آهنگسازی "محمدجواد ضرابیان"، به بازار موسیقی عرضه شده است.

همایون با "نسیم وصل" آمد  و "با ستاره‌ها" می‌رود كه چون ستاره‌ای در آسمان موسیقی ایران بدرخشد.

توانمندی‌های ذاتی و اكتسابی، آشنایی دقیق با تكنیك‌ها و ظرایف موسیقی، صدای زلال و جوان -كه یادآور جوانی‌های استاد شجریان است- آثار این هنرمند را در این سال‌ها به نظر نویسنده‌ی این سطور، یك سر‌ و گردن از بسیاری از آثار، بالاتر می‌نشاند و می‌تواند كارهایی از او را جاودانه سازد؛ و در این پنج اثر، قطعاتی می‌شنویم كه به مرز جاودانگی نزدیك می‌شوند.

با شنیدن این اثر -با ستاره‌ها- جدای از قوت‌ها و گفتنی‌ها، نوعی یكنواختی و تكرار در كار مشاهده می‌شود كه به نظر می‌‌آید علت آن یكی بودن آهنگساز در اغلب آثاری است كه منتشر شده‌اند.

در "با ستاره‌ها" سه دو بیتی و یك غزل هم از زنده یاد "حسین منزوی" خوانده می‌شود. همایون آن چنان دوبیتی‌ها را پرقوت و زیبا می‌خواند كه خوانندگی و موسیقی  در مراتبی بالاتر از شعر قرار می‌گیرند. متأسفانه با آن كه غزل را هم زیبا می‌خوانند غلط خواندن دو واژه، كار را خراب می‌كند كه البته برای مخاطب عادی چندان محسوس نیست: زآستین، ز-آستین، و اوفتادیم، افتاده‌ایم خوانده می‌شود و هجاهای وزنی به هم می‌ریزند. كه شاید به خاطر موسیقی، عمدی باشد. پدرشان نیز در این مایه‌ها از شعر حافظ، ارتكابی در "بیداد" داشته‌اند كه به نظرم در نشر‌های بعدی با تغییر كاست 90 دقیقه به 60 دقیقه تصحیح گردیده است!

با امید به نشر آثاری دیگر از همایون شجریان.

 

+ هادی وحيدی / شنبه چهارم آذر 1385 |