تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها

 

با مهر، برای دکتر شفیعی کدکنی

به مناسبت شصت‌و‌هفتمین سال تولدشان

 

مردی که بر چکاد قلل ایستاده‌است

از نسل آفتابی عطٌار زاده است

از کوچه باغ‌های نشابور، رو به ماه

هفتاد پنجره به تماشا گشاده‌است

آیینه‌ای برای صداها، هنوز هم

خورشید-پاره‌ای به فراسوی جاده است

مست است از هزاره‌ی دوٌم هزاره‌ها

در او هزار خوشه‌ی انگور، باده است

□□

در سوگ شاعری که زمستان سروده بود

چون لاله داغ بر «دل خونین نهاده» است

اشراق در عمیق نگاهش نشسته، سرخ

دستی به شب برای ارادت نداده‌است

□□

 سیمرغ نیست همسفر این بزرگ-مرد

مردی که بر چکاد قلل ایستاده است

+ هادی وحيدی / جمعه پنجم آبان 1385 |