تبليغاتX
پنجمين فصل تمام سال‌ها

 

شفيعي كدكني پيشنهاد داد:

تدوين شناخت‌نامه شعر انقلاب

جام جم آنلاين: استاد محمدرضا شفيعي‌كدكني با اشاره به اين‌كه بيش از هزار شاعر خوش‌قريحه و جدي در دوران پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي پرورش يافته‌اند، پيشنهاد تدوين و انتشار آنتولوژي ـ شناخت‌نامه ـ شعر بعد از انقلاب را مطرح كرد.

به گزارش خبرنگار ما، شامگاه پنجشنبه در ديداري صميمي، جمعي از شاعران كشور به منزل دكتر محمدرضا شفيعي ‌كدكني رفتند تا جوياي حال او شوند كه اين روزها به قول خودش كمي «گرفتار دارو و دكتر» است.

در اين ديدار شفيعي‌كدكني پيشنهادها و راهكارهاي جالبي براي جريان شعر امروز داشت كه مهم‌ترين آنها تدوين شناخت‌نامه و هستي‌شناسي شعر انقلاب بود.

معدل شعر انقلاب خواندني است

به گفته اين شاعر و استاد دانشگاه، پس از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون بيش از هزار شاعر جدي، آثار خود را منتشر كرده‌اند؛ شاعراني كه هيچ سابقه ادبي قبل از سال 57 نداشتند و برخي از آنها مانند قيصر امين‌پور از چهره‌هاي درخشان شعر معاصر هستند.

شفيعي‌كدكني با بيان اين كه امروز وقتي درباره شعر و ادبيات دوران مشروطه يا بعد از كودتاي 1320 يا دهه 40 صحبت مي‌شود، مي‌توان با توجه به هستي‌شناسي‌هاي موجود به قضاوت درباره آن پرداخت، افزود: تدوين چنين اثري در ارتباط با شعر 30 ساله اخير باعث مي‌شود تا معدل شعر انقلاب و شعر در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي مشخص شود كه قطعا اثري خواندني خواهد بود.

البته او ويژگي‌ها و شروطي را هم براي تدوين چنين اثري مورد اشاره قرار داد، از جمله اين كه براي انتخاب آثار يك مجموعه از استادان، بايد شاعران و منتقدان با همدلي و به دور از دشمني‌ها جمع شوند و فقط شعر را مبنا قرار دهند.

شفيعي‌كدكني تاكيد كرد: انتشار چنين اثري به همان ميزان كه خواندني است، مي‌تواند دردسرآفرين هم باشد، اما بايد توجه داشت در صورت عبور از مانع‌هاست كه يك اثر و يك كار ارزش پيدا مي‌كند و اصلا شعر خوب شعري است كه شاعرش از موانع عبور كرده باشد.

وجود نوعي بحران در ادبيات

بخش ديگري از صحبت‌هاي شفيعي‌كدكني در اين ديدار صميمي به وضعيت ادبيات در جامعه بازمي‌گشت.

به اعتقاد او با وجود اين كه از نظر جمعيت، سواد و استعداد ادبي نسبت به گذشته رشد داشته‌ايم، اما نوعي كم‌سليقگي در ادبيات و شعر كشور وجود دارد.البته استاد بلافاصله تاكيد كرد كه در اين نتيجه‌گيري بايد استثناها را كنار گذاشت؛ او عوامل متعددي را در اين رابطه تاثيرگذار دانست كه مهم‌ترين آن نقش رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و مكتوب در ترويج شعر و ادبيات بود.

به گفته شفيعي‌كدكني، چاپ برخي شعرهاي ضعيف در روزنامه‌ها باعث شده است تا جوان‌ها شعر را دست‌كم بگيرند و هركسي به خودش اجازه مي‌دهد كتابي به نام كتاب شعر منتشر كند.

او ادامه داد: متاسفانه من گاهي از زبان گويندگان راديو شنيده‌ام كه يك متن ضعيف را به اسم شعر براي شنوندگان و مردم مي‌خوانند و همين باعث مي‌شود تا سطح سليقه و نگاه مردم هم نسبت به شعر تغيير كند و با خود مي‌گويند پس اين سطرهايي كه من هم مي‌نويسم لابد شعر است!

شاعر «كوچه‌باغ‌هاي نيشابور» توصيه‌اي هم به مديران فرهنگي داشت و اين كه بيشتر به كيفيت فكر كنند تا كميت و گفت: بزرگ‌ترين جنايت و توهين به زيبايي هنر و ادبيات، داشتن نگاه كمي و توليد انبوه و برگزاري پشت سر هم جشنواره‌هاي متعددي است كه گاهي ممكن است بي‌حاصل باشند.

او با ذكر مثالي افزود: وقتي يك كنگره در ژاپن برگزار مي‌شود، شركت‌كنندگان حتي پول چاي و بيسكويتشان را هم پرداخت مي‌كنند و بعد درباره يك موضوع علمي هم سخنراني مي‌كنند؛ متاسفانه اينجا قضيه به اين شكل نيست.

انتقاد از بي‌نظمي و شلختگي

اما آخرين بخش از سخنان محمدرضا شفيعي‌كدكني توصيه‌اي به خود شاعران و اهل قلم و هنر بود؛ او گفت: من نمي‌دانم اين فرهنگ يا تلقي يا برداشت از كجا آمده است كه شاعر و هنرمند بايد شلخته، بي‌نظم و... باشد.

او تاكيد كرد: شما نگاه كنيد امثال تي اس اليوت، پل والري، ريلكه و... اينها بزرگان شعر جهان هستند و من زندگي و آثار همه اينها را مطالعه کردهام. پل والري يا اليوت مانند يك ساعت منظم بودند و شبيه يك مدير وزارتخانه براي هر دقيقه‌شان برنامه داشتند.

سينا علي محمدي - گروه فرهنگ وهنر/روزنامه جام جم/۵/۱۱/۱۳۹۰

+ هادی وحيدی / شنبه هشتم بهمن 1390 |

کلاه از سر بر می دارم

خوش حالم به خاطر موفقیّت های پی در پی «جدایی نادر از سیمین».بار اول که در سینما این فیلم را با دوستی تماشاکردیم، در گفت و گوهایی که داشتیم این موفقیّت ها را پیش بینی کردیم.

و

خوش حال ترم به خاطر سخنان تأمل برانگیز فرهادی عزیز در هنگام گرفتن جایزه که از صلح طلبی ایرانیان گفتند؛آن هم در زمانه ای که  به شیپور جنگ دمیده می شود....

به احترام این کارگردان بزرگ ، کلاه از سر برمی دارم و کارهای جدیدتر او را انتظار می کشم.

شعری برای فرهادی سروده ام که پس از چاپ در نشریّه ای ، در وب هم منتشر خواهم کرد.

+ هادی وحيدی / سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 |

خانه سينما پابرجاست

·         رخشان بنی‌اعتماد*


«خانه سينما»، فقط يك‌مكان نيست كه به حكمي در آن بسته شود. «خانه سينما»، برآيند تلاشي طولاني براي رسيدن به مجمعي از تشكل‌هاي صنفي است. «خانه سينما»، ملكي اجاره‌اي نيست كه صاحب ملكي حكم تخليه آن را بدهد. «خانه سينما»، خانه‌اي ساخته‌شده به دست تك‌تك اهالي خانواده است كه مالكيتش نه به سند شش‌دانگ منگوله‌دار كه متكي به نيروي انديشه سازندگانش، غيرقابل واگذاري و تخليه است. به همين جهت بسته شدن «خانه سينما» را امر غيرممكن بدانيد كه اگر ساختمان شماره يك خيابان سمنان و ساختمان شماره دو خيابان وصال حكم به قفل بگيرد، خانه ما در اتحاد اهالي خانواده سينما پا برجاست، حتي اگر موقتا مكاني براي گردهم آمدن نداشته باشيم، هيچ مصوبه‌اي، ياراي قفل زدن بر باور ما، به پابرجايي خانواده سينما را ندارد.
*کارگردان سینما

 

+ هادی وحيدی / یکشنبه هجدهم دی 1390 |
شعر از نظر من
بازخواني يادداشتي از احمد شاملو در زادروز شاعر


... هرگز نمي توان گفت «شعر چيست؟» تعريف هايي از نوع شعر كلامي ست موزون، مخيل و غيره... براي شعر سعدي و پژمان و حميدي و حزين لاهيجي و غير اينها كافي بوده است اما شعر نيما، يا نيماگرايان، ديگر با اين متن به سنجش درنمي آيد. اما در اينجا، فرصتي است تا مطلبي را بگويم: بارها شنيده ام كه اشخاص پرسيده اند «اين حرف معنايش چيست؟... و دليل ايشان آن است كه شعر نيز چون هر «چيز» ديگر كه افاده معنايي مي كند، وسيله بياني اش «كلمه» است. خوب است اين اشخاص بدانند كه با وجود آنان، آنچه در اين گونه شعرها مطرح نيست، معناست، نه آن مفهوم كه در نظر آنان است...
    * «نظم» اثر هنرمندانه است و شعر، اثر هنري، اينها، دو چيز سخت متفاوت اند. نظم يا تكنيك، محصول احاطه بر ابزار است و تسلط بر انديشه. خالق يك چنين اثري مي دانسته است كه چه مي خواهد بگويد و مي دانسته چه گونه مي شود گفت!
    تكنيك در اين مجموعه، مي تواند چيزي اكتسابي باشد... شعر چنين نيست، شاعري را نمي توان آموخت. براي يك شاعر، «به وجود آوردن» عملي ارادي نيست. تجلي لحظه اي از زند گي اوست.
    من به شعر خاموش معتقدم. شعري زاييده ذهن شاعرانه، منتها پس از فروچكيدن اين جوهر و فروافتادن اين ميوه پس از رسيدن بر شاخه خويش، آن را بايد پرداخت كرد و جلايش داد...
    محيطِ مساعد براي زندگي شعر، انبار لغات است. در اين انبار است كه شعر به دنيا مي آيد. هرچه اين محيط آماده تر باشد و وسيع تر، شعر گسترده تر مي شود...
    احمد شاملو، 29/5/1352
    
    
 روزنامه شرق ، شماره 1414 به تاريخ 21/9/90، صفحه 20 (صفحه آخر)


+ هادی وحيدی / سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 |

·         دكتر ضياء موحد در سلسله نشست‌هاي «شهر كتاب مركزي»:

·         اشتباه نسل دهه 70

· 

·    
شرق: «راجع به مدرن و پست‌مدرن ادبي در ايران، يك اشتباه رخ داد. نمي‌دانم اين چه اشتباهي بود كه نسل دهه 70 مرتكب شد؟ مگر مفاهيم معناشناختي يا سوالاتي از اين دست كه «معنا را بايد در كجا پيدا كرد؟» دستورالعمل بود؟ غربي‌ها وقتي خواستند در دوران جديد، تئوري‌هايشان را پياده كنند به سخنان قديمي‌هايشان رو آوردند. آنها كار توصيفي مي‌كردند و حرف معنا را مي‌زدند. نتيجه اين استنباط غلط كه اين مسايل را به صورت دستورالعمل تلقي كرده، اين شد كه شعر كج‌ومعوج گفته شود.» ضياء موحد به بهانه كتاب شعر جديدش يعني «آوازهاي آبي» در آخرين عصر مهرماه در شهر كتاب مركزي در نشستي صميمانه به گفت‌وگو با مخاطبان پرداخت. ابتداي برنامه بود و ارايه بيوگرافي، زمان چنداني نبرد؛ اما نوبت به موحد كه رسيد گفت: به اينجا نيامده‌ام سخنراني كنم؛ چون به اندازه كافي كتاب نوشته و وقت شما را گرفته‌ام. نمي‌خواهم حرف‌هايم را تكرار كنم، بلكه مي‌خواهم به سوالات شما پاسخ دهم.
تاروپود محتوا و فرم جدانشدني‌اند
در اين گفت‌وگو، موحد درباره بن‌مايه‌هاي موضوعي در شعر معاصر فارسي گفت: «شعر قبل از هر چيز، چگونگي بيان كردن است. بعد از آن، موضوع بن‌مايه مطرح است. مهم است شعر ساختار داشته باشد و در اين ساختار مي‌توان درباره رويكردهاي اجتماعي، فلسفي يا هر رويكرد ديگري سخن گفت.» موحد درباره نسبت فرم و محتوا با يكديگر گفت: «مدت‌هاست كه ديگر فرم و محتوا را از هم جدا نمي‌كنند. هر نقش ظريفي را با هر تاروپودي نمي‌توان زد يعني خود نقش، تكليف تاروپود را مشخص مي‌كند. اين دو طوري به هم متصل‌اند كه نمي‌توان از هم جدايشان كرد. وقتي انديشه مانند انديشه خيام والا باشد، بدون اينكه بخواهي، شعر والا مي‌گويي. خيام چون ذهن فلسفي دارد، بدون اينكه قصد كند شعر فلسفي بگويد، چنين شعري مي‌سرايد. اصلا نمي‌شود كسي بگويد من مي‌خواهم شعر فلسفي يا شعر سياسي بگويم و چنين شعري بسرايد. كسي كه ذهنش فلسفي باشد، خود‌به‌خود شعر فلسفي مي‌گويد.»
بحران شاعر داريم؛ نه بحران مخاطب
موحد در قسمت ديگري از سخنانش در پاسخ به سوالي از حضار، مبني بر صحيح بودن سرودن شعر كلاسيك با عناصر سنتي يا مدرن گفت: «راجع به مدرن و پست‌مدرن ادبي در ايران، يك اشتباه رخ داد. نمي‌دانم اين چه اشتباهي بود كه نسل دهه 70 مرتكب شد؟ مگر مفاهيم معناشناختي يا سوالاتي از اين دست كه «معنا را بايد در كجا پيدا كرد؟» دستورالعمل بود؟ غربي‌ها وقتي خواستند در دوران جديد، تئوري‌هايشان را پياده كنند، به سخنان قديمي‌هايشان رو آوردند. آنها كار توصيفي مي‌كردند و حرف معنا را مي‌زدند. نتيجه اين استنباط غلط كه اين مسايل را به صورت دستورالعمل تلقي كرده اين شد كه شعر كج‌ومعوج گفته شود.»موحد خطاب به شاعراني كه به تعبير او اين اشعار كج‌و‌معوج را سروده‌اند هم گفت: «شما مخاطب را فراري داديد. در شعرتان استعاره صحيح وجود ندارد. حتي ناشرها هم حاضر نيستند، شعر شاعر ايراني را چاپ كنند. ما بحران شاعر داريم نه بحران مخاطب. اينكه پا را در يك كفش كنيم كه بايد اين‌گونه يا آن‌گونه شعر گفت، اشتباه است. مشكل ما اين است كه نمي‌توانيم از آزادي استفاده كنيم؛ هنر بزرگ، استفاده از آزادي است تا زماني كه نتوانيم از آزادي استفاده كنيم، ناچاريم تحت استبداد باشيم، چه در شعر و چه در هر رشته ديگر.»
و شعري براي پايان
«تاريخ شهر ما را هيچ‌كس نمي‌داند/ اين شهر مردمانش را نامي نيست/ و گور مردگانش نيز/ با دست‌هاي نامريي محو مي‌شود.../ با اين همه عمارت تاريخي/ بي شبهه شهر معماراني داشته است/ اما نشاني از آنان / در هيچ دفتري نيست... / اينجا كسي به مرگ طبيعي نمرده است/ شايد شناسنامه اين شهر را / جايي نهفته باشند/ شايد مورخان/ تاريخ شهر را / بر كاغذي به جوهر نامريي نوشته باشند/ شايد شناسنامه‌اي اصلا نداشته است/ با اين همه / اين شهر بي‌شك از همه شهرهاي عالم /تاريخي‌تر است.»

 

+ هادی وحيدی / سه شنبه سوم آبان 1390 |