جاي خالي «نشر چشمه» در نمايشگاه كتاب
اسدالله امرايي
از چند روز پيش به دنبال برخي اخبار كه به محروميت برخي از
ناشران از تحويل كتاب تا لغو مجوز فعاليت و شايعات ديگر حكايت داشت، اختلاف قولهايي
بر سر زبانها افتاد درباره احتمال ممانعت از حضور برخي ناشران در نمايشگاه كتاب كه
بزرگترين اتفاق فرهنگي كشور است.
نمايشگاهي كه در هيچكدام از كشورهاي
منطقه نظير ندارد. شايد اگر به زور بخواهيم مصر را به منطقه خودمان بكشانيم،
نمايشگاه «كتاب قاهره» را بتوان با آن مقايسه كرد. تازه آن هم از نظر بازديدكننده
و نوع عرضه با نمايشگاه كتاب تهران قابل مقايسه نيست.
ابتدا، معاونت محترم فرهنگي وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي قضيه را به اين صورت نديد و گفت كه به هر حال اختلافاتي هست
و حتي در آخرين مصاحبهاش اعلان كرد كه مشكل ناشران با هماهنگي اتحاديه حل شده و
آنها ميتوانند در نمايشگاه شركت كنند. بلافاصله دستهايي به كار افتادند كه چه
نشستهايد معاونت فرهنگي با دست پس ميزند و با پا پيش ميكشد.
با توجه به ماهيت صنعت نشر اختلاف
بين ناشران و مديران وزارت ارشاد كاري طبيعي است. همانگونه كه اختلاف نويسندگان و
چهرههاي فرهنگي با همديگر و با ناشران و وزارت ارشاد. خواه بر سر مميزي، خواه بر
سر نوع عرضه كتاب و الي آخر. ظاهرا اتحاديه ناشران مذاكراتي با معاونت فرهنگي
داشته كه به لغو محروميت چند تايي از ناشران مورد بحث منجر شده كه به واقع امر نيكي
است.
اما يكي از مهمترين ناشران كشور يعني
نشر چشمه از اين حق محروم شده. دلايلي هم كه براي اين محروميت ذكر شده صرفا با يكي، دو اشاره
مبهم كه مقامات قضايي گفتهاند يا دستور دادهاند محدود شده.
نشر چشمه سواي اينكه سليقه مديرش يا
كاركنانش يا نويسندگان و مترجمانش را بپسنديم يا نه يكي از مهمترين ناشران كشور
است. از شخصيت مقبول و معقول آقاي كياييان هم چه عرض كنم كه به قول قديميها جماعت
به سرش قسم ميخورند و در خيلي از موارد بنده شاهد بودهام كه ايشان را در موارد
اختلاف حكم كردهاند و حاصل رضايت طرفين بوده.
نشر چشمه فقط يك فروشگاه نيست. يا
دفتر نشر. صدها عنوان كتابي كه منتشر شده هزاران نفر را تغذيه ميكند. نويسندگاني
كه به اميد فروش رفتن كتابهايشان از دور و نزديك به تهران ميآيند و خود را به
نمايشگاه كتاب ميرسانند دلشان ميخواهد با خوانندگان آثار خود روبهرو شوند. حتي
اگر بهانه اين محروميت دستور مقام قضايي و صرفا مقام قضايي باشد يا مقامات و كارشناسان
ديگر. مگر دولت بارها با اين نوع احكام و مصوبات مجلس و قوه قضاييه مخالفت نكرده.
مگر پاي مطلبي كه حق خودش ميدانسته نايستاده. چرا در بحث محروميت يك ناشر گيرم نه
خوشنام از ديد خودشان پافشاري نميكند، مگر آنها ماليات نميدهند. مگر دولت موظف
به حمايت شهروندان خود نيست. محروم كردن نشر چشمه يعني محروم كردن ناشر از فروش
مستقيم كالا و كسب نقدينگي زودبازده يعني ايجاد مشكل براي وصول چكهاي موسسه و
زيان مالي براي آن. به هر صورت ناشر براي حضور خود برنامهريزي كرده، پوستر به چاپ
رسانده، تدارك ديده، نيرو استخدام كرده. نشر چشمه كه يك باشگاه نيست، صدها خانواده
از قبل فعاليتهاي آن زندگيشان تامين ميشود. ضرر اين محروميت براي جامعه خيلي بزرگتر
است. جامعهاي كه افتخار مقامات اصلي آن متصف بودن به فرهنگ است و اين مقامات حتما
يك روز را به ديدار از نمايشگاه و گپ و گفت با ناشران اختصاص ميدهند و توصيه ميكنند
كه كتاب و فرهنگ كتابخواني را به خانهها ببريم برايش سخت است كه ببيند ناشري كه
همه آثار منتشر شدهاش در اين سالها با استقبال روبهرو بوده جايش در نمايشگاه
كتاب خالي است. حتي اگر در اين تصميم معاونت فرهنگي وزارت ارشاد و مديران آن قصوري
نداشته باشند و تنها مجري دستور قضايي باشند، باز هم شايستهتر آن است كه از موضع
دفاع از صنفي كه تمشيت امورشان به آنها واگذار شده و دفاع از فرهنگ كشور با مقامات
قضايي مذاكره كنند و آنان را مجاب كنند. به صلاح نيست در شرايطي كه هر روز تيغ
زهرآگيني رو به كشورمان پرتاب ميشود، به دست خود سوژه به دست بدخواهان اين ملك
بدهيم و هم ناشر را در شماتت دشمنان اين ملك و ملت بگذاريم كه « بفرما شما چقدر خوشخيالي. مگر ميشود كار فرهنگي كرد؟» چرا
خوراك تبليغاتي براي بوقهاي دشمنان فراهم بياوريم كه مدتي است با كمبود مطلب
روبهرو هستند و به تكرار آنچه گذشت ميپردازند؟ اميدوارم مديران ارشد و مقامات دلسوز
ساختمان بهارستان در همين فرصت اندك باقيمانده با بازنگري در اين تصميم و توجيه
مقاماتي كه اين محروميت را باعث شدهاند نسبت به لغو اين محروميت اقدام كنند و به
رونق نمايشگاه بيفزايند. راضي نباشيد كه كشتي صنعت نشر و نمايشگاه را سوراخ كنند.
بيترديد نمايشگاه كتابي كه چشمه نداشته باشد، حتما چيزي كم دارد.
روزنامه شرق/نهم اردیبهشت 91/ صفحه 12

