X
تبلیغات
پنجمين فصل تمام سال‌ها

پنجمين فصل تمام سال‌ها

واگویه های هادی وحیدی درباره‌ی ادبیات و فرهنگ

تبریک بهار

نوروز باستانی و آغاز سال نو مبارک ترین

و وجودتان بهاری بهای

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

بوی بهار

کم کم بوی خوش بهار آدمی را می نوازد و به شوق می آورد...امروز صبح هوای زنجان بهازی بهاری بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

رمان تازه ی خالق کلیدر منتشر می شود

کلنل

رمان «زوال کلنلِ» محمود دولت‌آبادی، مجوز گرفت. این اتفاقی است که جامعه ادبی سال‌ها در انتظار رخ‌دادن آن بوده است. و گویا در روزهایی که دولتِ اعتدال، سیاست‌های تازه‌ای را در حوزه فرهنگ پیش‌گرفته و بحث‌های مهم و بنیادینی چون سانسور را بار دیگر مطرح کرده، ماجرای انتشار «کلنل» به سرانجام رسید. گفته می‌شود سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی ارشاد از مجوز گرفتن «کلنل» خبر داده است. رمان اخیر دولت‌آبادی، نویسنده مطرح ما پیش از این از سوی «نشر چشمه» برای دریافت مجوز به ارشاد فرستاده شده و البته در ارشاد، شامل اصلاحاتی هم شده بود و گویا این اصلاحات نیز از سوی نشر و نویسنده، پذیرفته و اعمال شد، اما تا امروز امکان انتشار پیدا نکرده بود. و حالا به این دلیل که «نشر چشمه» از 24 اسفند اجازه ازسرگیری فعالیت خود را دارد، «کلنل» گویا در نشر تازه‌تاسیسِ «چرخ» - که گویا زیرمجموعه‌ «نشر چشمه» است- منتشر می‌شود. محمود دولت‌آبادی با خرسندی می‌گوید: «من هم خبر را شنیده‌ام و امیدوارم این خبر واقعی باشد.» اما می‌افزاید: «تا وقتی «کلنل» منتشر نشود، به هیچ خبری اطمینان قطعی ندارم، پس فعلا حرف چندانی در این‌باره نمی‌زنم.» محمدعلی سپانلو، ‌شاعر- روشنفکر معاصر نیز درباره این خبر می‌گوید: ‌«رمان «کلیدر» و «سلوچِ» محمود دولت‌آبادی، دو شاهراه بزرگ در کویر ادبیات ما بودند و امیدواریم «کلنل» نیز خیابان دیگری را روشن کند. به‌هرحال این کتاب به حقش رسید.»
«کلنل» که تاکنون به چند زبان ترجمه شده، امسال جایزه «یان میخالسکی» سوییس را برای دولت‌آبادی به ارمغان آورد و این در حالی بود که پیش از این نیز ترجمه انگلیسی این رمان، نامزد جایزه «بوکر» آسیایی شده و نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا نیز شده بود. ضمن اینکه ترجمه آلمانی این رمان هم جایزه ادبیات بین‌المللی خانه فرهنگ جهان در برلین را گرفت. با این همه چاپ کلنل به زبان فارسی، در وزارت ارشاد دولت‌های نهم و دهم با کش و قوس‌های فراوان رو‌به‌رو شد و سرانجام هم در آن دوران به نتیجه نرسید. این رمان که در سال‌های 62 تا ۶۴ نوشته و درطول دو دهه در آن بازنگری شده، روایت زندگی یک سرهنگ وطن‎دوست است که پنج فرزند دارد و هر پنج فرزندش در جریان انقلاب ایران به یک حزب و یک گروه سیاسی می‎پیوندند. این رمان که به نوعی روایتی است از مقاطعی از تاریخ معاصر ایران، به‌لحاظ تکنیک و داستان نیز از آثار متفاوت دولت‌آبادی است. یکی از ایرادهایی که در وزارت ارشاد دولت دهم به «کلنل» گرفته شد نوع نگاه دولت‌آبادی به تاریخ و نحوه روایت او از تاریخ بود. دولت‌آبادی خود در این‌باره گفت: «گفته‌اند نویسنده «کلنل» روایت دیگری از قبل و بعد از انقلاب دارد. من این گفته را تصدیق می‌کنم  با این همه دولت‌آبادی هرگز حاضر به چاپ متن فارسی «کلنل» در خارج از کشور نشد و در این‌باره گفت: « فلسفه من، روش کار من، مقابله نیست. می‌خواهم به نوشتن ادامه دهم و همچنان رمان‌نویسی باشم که در اینجا در وطن زندگی می‌کند و می‌نویسد...» «کلنل» اولین‌بار در حوالی سال 87 به ارشاد رفت و مجوز نگرفت و حالا با فاصله‌ای چندساله در آستانه انتشار است.

روزنامه شرق28 بهمن 1392

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

زخم خونی

این ابر ها عقیم اند , باران نخواهد آمد

دریا ...! مپیچ بر خود, توفان نخواهد آمد

ای زخم های مانده, در انتظا رمرهم

جز زخم- زخم خونی، بر جان نخواهد آمد

دیشب پدر دوباره بی نان به خانه بر گشت

جایی که سفره خالی ایست ایمان نخواهد آمد

سهراب خفته در خون، رستم فتاده از پای

این بار آن تهمتن، از خوان نخواهد آمد

جای کمان آرش، رنگین کمان نشسته است

دیگر کمانکشی در میدان نخواهد آمد

بیهوده با چراغت ای شیخ! گرد شهری

زود است زود ,امروز, انسان نخواهد آمد

 

این غزل، معروف تر ین غزل بنده است که در سال 72 سروده ام و در همان سال ها در چندین مجله ی معتبر و معروف چاپ شد و در در مجموعه ام که در سال هشتاد چاپ شده، آمده و دو سه غزل از روی این غزل نوشته شده و یکی دو مصراع از بنده را هم تضمین کرده اند؛ البته بدون اشاره به نام من...از دوست شاعری شنیده ام که یک شاعر عزیز شمالی هم غزلی به همین وزن و قافیه دارند که شاید شعر مرا ندیده و نوشته اند و در وزن و قافیه توارد شده است اما مطمئنم آن غزل هم چندین سال بعد غزل من سروده شده استاین غزل، مرا با بزرگواران بسیاری آشنا کرد از جمله استاد بی بدیل دکتر محمد رضا شفیعی کذکنی که من شهرستانی خجول می بایست از وجودشان در چاپ آثارم فیض می بردم که نبردم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

سخنرانی جناب آقای دکتر روحانی در مراسم اهالی فرهنگ و هنر /به نقل از روزنامه ی ایران 19 دی ماه92

شب تکریم هنر

روحانی سیاست های فرهنگی دولت را در جمع اصحاب هنر تشریح کرد:

نمی‌توانیم با دستور هنر را خلق کنیم
کارمند دولتی نمی‌تواند ناظر خوبی برای هنر باشد
به امثال جنتی‌ها به عنوان مدافع هنر و آزادی افتخار می‌کنیم
دولت به وعده‌های خود به اصحاب هنر عمل می‌کند
ما با همه توان می‌خواهیم افراطیون را به انزوا برانیم
برخی هنوز صدای ملت در 24 خرداد را نشنیده‌اند
انقلاب راه را برای توسعه هنر در همه لایه‌های اجتماعی فراهم نمود
اگر فضای هنری در عراق و افغانستان بود، امکان اشغال این کشورها بوجود نمی‌آمد


رئيس جمهوري شب گذشته براي نخستين بار در جمع هنرمندان حاضر شد تا هم شنونده درددل‌هايشان باشد و هم نويدهاي اميدبخشي به آن‌ها بدهد. اين‌كه دولت قصد مميزي آثار هنرمندان را به شيوه گذشته ندارد و اهل هنر را صاحب نظر در اين رابطه مي‌داند و مي‌خواهد مميزي را به خود هنرمندان و انجمن‌هاي صنفي هنري واگذار كند؛ مهمترين بخش سخنان رئيس جمهوري بود كه بارها و بارها در طول سخنراني‌اش مورد تشويق هنرمندان قرار گرفت. از نگاه رئيس جمهوري، وزارت ارشاد بايد يك كار اداري را در اين زمينه بر عهده داشته باشد چرا كه قطعاً هنرمندان دلسوز نظامند.
لبخند و شوق حاضران نشان از استقبال آن‌ها از سخنان رئيس جمهوري داشت كه خطاب به آن‌ها مي‌پرسيد: چرا نظارت بر سينما و كتاب و موسيقي به اهلش واگذار نشود و انجمن‌هاي صنفي بخشي از بار مسئوليت وزارت ارشاد را بر عهده نگيرند؟ بايد به هم اعتماد كنيم. دوران، دوران «اعتماد» است. وظيفه دولت مداخله در هنر نيست و وظيفه ذاتي دولت تأمين مسائل مهم و ملي همچون «امنيت» و «سياست خارجي» است. چرا كه اينها صرفاً از سوي دولت انجام مي‌شود و هيچ نهاد ديگري حق دخالت ندارد. البته خطوط كلي سياست خارجي توسط رهبري تعيين مي‌شود اما در حوزه‌هاي ديگر همچون فرهنگ و اقتصاد، بايد تصدي دولت به حداقل برسد.
اين تنها جايي نبود كه رئيس جمهوري پاسخ بخشي از منتقدان دولت را مي‌داد. چه آن‌كه روحاني به دفاع از وزير ارشاد خود كه روز سه‌شنبه از مجلس كارت زرد گرفت پرداخت و گفت: كارت زرد براي اين دولت، نگراني نيست. ما به امثال جنتي‌ها به عنوان «مدافع هنر و آزادي» افتخار مي‌كنيم. در هر مسيري مشكلات هست ولي سوختن و هيچ نگفتن هنر است.
رئيس جمهوري چندين بار در سخنان خود تأكيد كرد كه «دولت به وعده‌هاي خود به اصحاب هنر عمل مي‌كند». او در خلال سخنانش گفت: من از اين‌كه اركستر سمفونيک و اركستر ملي به تعطيلي كشانده شده، بسيار متأسفم. حتماً اين دولت در ماه‌هاي آينده اين‌ها را احيا مي‌كند. اگر چه ممكن است باز هم وزير كارت زرد بگيرد.
هنرمند ارزشي و غير‌ارزشي بي‌معناست
رئيس جمهوري در بخشي از سخنان خود به هنر گفت‌و‌گو، معاشرت، ديپلماسي و زندگي مسالمت‌آميز بدون كينه اشاره كرد و گفت: هر كار بي‌عيبي هنر است. چون مي‌گويند «عيبش را كه گفتي، هنرش را هم بگو». همه بايد تلاش كنيم هنرمندانه حرف بزنيم، هنرمندانه عمل كنيم و با هم تعامل داشته باشيم.
رئيس جمهوري با تأكيد بر هنر «مردم داري» از پيوند ذاتي هنر با ارزش‌ها سخن گفت كه از عروج فكر به سطح متعالي مي‌رود. وي تقسيم هنرمندان به «ارزشي» و «غير ‌ارزشي» را بي‌معنا خواند و تأكيد كرد: هنر يعني «ارزش» و هنرمند با كار خود به خلقت مي‌رسد. به گفته رئيس جمهوري، هنر بدون آزادي معنا ندارد و خلاقيت تنها در سايه حريت امكان پذير است. اما اعمال محدود‌كننده‌اي نيز براي هنر وجود دارد. قبل از مميزي و سانسور، خود جوامع بشري نخستين قدم را براي تعيين چارچوب هنر برداشته‌اند. آداب و رسوم و اخلاق و فهم و درك‌ها در جامعه، مرزبنديهايي را براي هنر مشخص مي‌كنند.
رئيس جمهوری كه مي‌گفت اوج هنر را در اشعار حافظ مي‌بيند، از «حافظ» به عنوان حافظه تاريخي ملت ايران ياد كرد كه از جهل و خرافه و ريا بيزار بوده است. شاعري هنر ملي ايرانيان است. حافظ با همه انتقادي كه بر حكومت و جامعه داشت، در طول تاريخ كتابش بر صدر نشسته است و گاهي آنچنان تعالي يافته كه جايگاهش در كنار كتاب حق - قرآن مجيد - قرار گرفته است. حافظ به قول برخي رند روشنفكر زمان خود بود كه در عين ايمان و انتقاد، هرگز از ايمانش دست بر نداشت و از انتقادش دست نشست.
هنرمند نه اپوزيسيون است نه عزلت نشين
به گفته وي، هنرمند نه قرار است اپوزيسيون باشد و نه زينت بخش محافل. نه قرار است هنرمند نوك پيكان موضعگيري‌هاي سياسي باشد و نه عزلت نشين. هنرمند برداشت خود از مسائل را دارد و قرار نيست با جامعه يا دولت در ستيز باشد يا بجنگد. هنرمند انسان اهل فكر، فن و اهل دل است. هنرمند براي برخي هنرهايي كه براي ثبت و خلق آن‌ها نياز به كمك ديگران دارد نبايد دچار ترس و ترديد شود.
رئيس جمهوري در ادامه سخنان خود از نخستين روزهايي كه در سال 59 به همراه آقاي جنتي به صداوسيما رفت ياد كرد و گفت: آن زمان درباره كار مرحوم علي حاتمي تصميم‌گيري كرديم. كاري كه با بودجه عمومي انجام مي‌شد ولي ناتمام بود. اگر هنرمند صاحبنامي سفارشي را دريافت كرد، ذوق هنري او نبايد تحت‌الشعاع قرار بگيرد و بايد همچنان از خلاقيت خود بهره ببرد. كمااينكه شاهنامه اگر چه به فردوسي سفارش داده شد، اما حرف ملت و تاريخ در آن است. آثار تخت جمشيد و معماري‌هاي اصفهان نيز با حمايت حكومت‌ها سربرافراشته اما الان نماد تاريخ ماست.
هنر بدون آزادي خلق نمي‌شود
وي از رابطه هنر واقعي با آزادي سخن گفت و اين‌كه هنر بدون آزادي خلق نمي‌شود. با دستور نمي‌توان «هنر» را خلق كرد. هرگونه فضاي امنيتي مي‌تواند جوانه هنر را بخشكاند.
رئيس دولت با بيان اين‌كه بايد فضاي مناسب را براي هنر فراهم كند، از رسالت «ترويج» در دولت ياد كرد و گفت: ما «ترويج» را وظيفه خود مي‌دانيم، نه «هنر فرمايشي» را. البته دولت موظف است از آنچه كه هويت اسلامي و ايراني ما را تعالي مي‌بخشد، حمايت بيشتري بكند. اي كاش مي‌شد افتخارات هنري ما به نمايش در مي‌آمد و داستان‌هايي كه در شاهنامه فردوسي و در مثنوي مولوي آمده به صورت فيلم‌ها و نمايش‌هاي تلويزيوني و حتي رمان‌هاي خواندني در آيد. دولت در اين‌گونه امور گام‌هاي تشويقي و حمايتي برخواهد داشت.
دكتر روحاني به نقش انقلاب اسلامي در تاريخ هنر ايران نيز اشاره كرد و گفت: قبل از پيروزي انقلاب بخش بزرگي از جامعه ما از هنر فاصله داشت. امام به عنوان احياگر قرن كه آزادي را براي اين سرزمين به ارمغان آورد، بين مردم متدين و هنر «آشتي» برقرار كرد. در دوران او بود كه بسياري از آثار ادبي و هنري اجازه نشر يافتند. در تاريخ روحانيت شيعه امام(ره) تنها فقيهي بود كه از يك فيلم و فيلمساز روشنفكر به نيكي ياد كرد. انقلاب راه را براي توسعه هنر در همه لايه‌هاي اجتماعي فراهم نمود. انقلاب موسيقي سنتي و يا موسيقي ملي ايران را احيا كرد. قبل از انقلاب موج موسيقي‌هاي غربي و پاپ به گونه‌اي بود كه موسيقي سنتي در حال ويراني بود. اما انقلاب شرايطي را فراهم كرد كه هنرمندان برجسته در فضايي امن باليدن گرفته و تيراژ موسيقي سنتي را ارتقا دادند.
به گفته وي انقلاب اسلامي در بازار فيلم و سينماي ايران نيز آثار فوق‌العاده‌اي داشت و آثار بزرگ و هنرمندانه‌اي به جامعه ما عرضه شد. تا جايي كه امروز ايران يكي از مدعيان مسابقات جهاني همچون «اسكار» است. پس از انقلاب زنان هنرمند بسياري در عرصه هنر بويژه سينما رشد كردند. در حالي كه قبل از انقلاب خانواده‌هاي متدين و مذهبي كشور اجازه نمي‌دادند اعضاي خانواده شان در اين زمينه ورود كنند.اين يكي ديگر از خدمات انقلاب بود.
هنر، خطر نيست
رئيس جمهوري با تأكيد براينكه «هنر خطر نيست»، متذكر شد: هنرمند امنيت كشور را به مخاطره نمي‌اندازد. در حالي كه سخنان وي با تشويق حاضران همراه شد، او ادامه داد: « نگاه امنيتي به هنر، بزرگترين اشتباه امنيتي است». به گفته وي، منابع تهديد در حال حاضر در مسائل اجتماعي و آسيب‌هايي همچون فحشا و فساد اقتصادي است كه اگر سريع چاره نشود، رابطه دولت و ملت را مي‌خشكاند. روحاني ادامه داد: اين‌ها تهديد است نه «هنر» كه مي‌تواند بسترساز رشد ملي ما باشد. توانايي در نمايش و ساخت يك اثر تجسمي گاهي مي‌تواند دردها را كاهش دهد و گاهي مي‌تواند آرزوهاي يك ملت را محقق كند. هنرمند است كه مي‌تواند با خلق آثارش، نقد كند و آينده را با تخيل و هوشمندي خود، خلق كند. اگر به هنر و هنرمند با نگاه امنيتي بنگريم، اولاً تهديدات اصلي را فراموش كرده‌ايم و ثانياً هنرمندي را كه مي‌تواند ما را متوجه تهديدات واقعي كند، از وظيفه‌اش باز داشته‌ايم.
اگر نگران تهاجم فرهنگي هستيم، نبايد پر و بال هنرمند را ببنديم چرا كه در اين صورت باند فرود را براي فرهنگ دشمن باز كرده‌ايم. وقتي مردم آنچه مي‌خواهند را درميان هنرمندان خود ببينند ديگر نگاهشان به آن سوي آب نيست. هنرمند حتي مي‌تواند روحيه ايستادگي را در مردم زنده نگه دارد. همان‌طور كه در دفاع مقدس نيز چنين كردند. اگر فضاي هنري در عراق و افغانستان بود، امكان اشغال اين كشورها بوجود نمي‌آمد.
او با اشاره به اين‌كه برخي هنرمندان را «غرب زده» مي‌خوانند و معتقدند بدنه هنري ما پر از فساد است و بايد اين بدنه را تخريب كرد و از نو ساخت، ادامه داد: متأسفانه اين مسأله در ذهن برخي شكل گرفت و گام‌هايي نيز براي آن برداشته شد. هر جامعه‌اي ممكن است دچار خطا و فساد شود اما نمي‌توان يك مجموعه بزرگ تأثير‌گذار در كشور را ناديده گرفت. اين قضاوتي نابجا است.
دست استمداد دولت به سوي هنرمندان دراز شده است
رئيس جمهوري از مشكلات اصحاب هنر هم ياد كرد و با بيان اين‌كه در ديدار با هنرمندان، بيشتر توفيق شنيدن دردهاي آن‌ها را داشته است، گفت: مي‌دانم بخش كوچكي از درد دلهايتان را گفتيد. دولت وظايف خود را در چارچوب قانون اساسي انجام مي‌دهد. دولت در حد توانش از هنر حمايت مي‌كند. البته شايد دولت بايد در زير ساخت‌ها كمك كند اما در حد توان اين قدم‌ها را بر مي‌دارد.
رئيس جمهوري در پايان گفت: هر نظامي خطوط قرمز دارد اما اين خطوط بايد شفاف باشد تا ازاعمال سليقه جلوگيري شود. در اين زمينه دولت گام‌هاي مؤثري بر مي‌دارد تا با قوانين شفاف، كار نظارت به انجمن‌هاي صنفي و تخصصي واگذار شود. چون آن‌ها بيشتر از كارمندان يك وزارتخانه به امور واردند و عاشق نظام و ملتند.
وي از پويايي اقتصاد فرهنگ نيز به عنوان يكي از وظايف دولت سخن گفت و افزود: البته براي توليد، بايد اول تقاضا را تحريك كرد. اين‌كه تيراژ كتاب دو تا سه هزار است و باقي آثار هنري ما در بازار مشتري ندارد و گيشه‌هاي سينماي ما خلوت است؛ يعني بايد تقاضا را تحريك كنيم و كالاهاي متنوع توليد كنيم. حال آن‌كه دستوري شدن هنر، مانع از خلاقيت هنرمند مي‌شود. دولت تلاش مي‌كند كه اقتصاد هنري ما پويا و فعال شود و بازارهاي منطقه‌اي و جهاني را به تصرف خود در آورد. رئيس جمهوري كه مي‌گفت دولت براي تحقق اهدافش دست نياز به سوي هنرمندان دراز كرده است از هنرمندان خواست تا آثار هنرمند و نشاط آفرين توليد كنند چرا كه توليد آثار يأس‌آور كافي است. دولت در فكر ايجاد آشتي و وحدت ملي است و مي‌خواهد كينه‌ها از سينه‌ها برداشته شود. دولت مي‌خواهد اعتدال در جامعه ايجاد شود و بين حقوق و وظايف تعادل برقرار شود. ما با همه توان مي‌خواهيم افراطيون را به انزوا برانيم. برخي هنوز صداي ملت در 24 خرداد را نشنيده‌اند.
سخنان رئيس جمهوري بار ديگر با تشويق حضار مواجه شد و ادامه داد: برخي پنبه‌ها را از گوش درآورند. ايران امروزمنادي آشتي و پرهيز از خشونت است. اين‌كه طرح ايران در اين زمينه ظرف چندماه به اتفاق آرا در سازمان ملل به تصويب رسيد نشان از عظمت ايران است. براي ياري دولت در ديپلماسي عمومي، دست دولت به سوي هنرمندان به عنوان ياران نزديك و مورد اعتماد دولت دراز است.
سخن آخر رئيس جمهوري اين بود كه هنر هميشه خوب است چون هنر همان خوبي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

مطالب قدیمی‌تر