پنجمين فصل تمام سال‌ها

واگویه های هادی وحیدی درباره‌ی ادبیات و فرهنگ

حافظ، شاعر امیدواری و ایمان

بهاءالدین خرمشاهی

اگر چه فروید بر مفهوم «ناخودآگاه فردی» تأکید داشت، اما این یونگ روانشناس بزرگ سوئیسی بود که برای نخستین بار تعبیر ناخودآگاه جمعی را به کار برد. طبق نظر یونگ، ناخودآگاه جمعی در رویدادهای تاریخی، در افسانه‌ها، در مراسم و جنگ و صلح و آشتی و مناسبت‌ها و در مجموع در فرهنگ عامه ظاهر می‌شود. با الهام از این مفهوم ، من معتقدم که «حافظ حافظه ماست» یعنی سخنگوی ناخودآگاه جمعی ایرانیان است. بنده در کتابی با همین عنوان به شرح این منظور پرداخته‌ام که حافظ حافظه ملت ایران، اقوام ایرانی و ملل فارسی‌زبان یا ایران‌شناسان علاقه‌مند به شعر و ادب فارسی است. در میان همه غزلسرایان، حافظ پرتنوع‌ترین شعرها را دارد و تنوع شعری او تا حدی است که در کتاب «جمع پریشان» (طبقه‌بندی شعر حافظ) علی اکبر رزاز در ذیل 203 یا 204 موضوع در هر مقوله چندین و چند بیت از حافظ ذکر کرده است؛ از آخرت و آشتی و آشنایی تا یاد دوستان. این کتاب به خوبی گویای این واقعیت است که شعر حافظ چقدر تنوع دارد و حتی در مقام مقایسه با غزلیات سعدی از تنوع بیشتری برخوردار است. به استناد کلیات سعدی مرحوم محمدعلی فروغی که از میان معاصران همچنان بهترین تصحیح را ارائه داده است غزل‌های سعدی به دو قسمت تغزل و غزل‌های اخلاقی تقسیم می‌شود. اگر غزلیات بخش اول را با حافظ بسنجیم می‌بینیم که کثرت مضامین و معانی در شعر حافظ بسیار زیاد است و همین موضوع مبنایی است بر این اصل که هر خواننده‌ای و هر مخاطبی گمشده خود را در حافظ پیدا می‌کند؛ حافظی که امیدبخش و شیرین است و امیدوارانه سخن می‌گوید و شاید یکی از دلایل تفأل به دیوان حافظ و نظر کردن الهی به حافظ همین نکته است. باری آنقدر شگفتی‌ها در تفأل به دیوان حافظ بالا گرفته است که نمی‌توان آن را حمل بر اتفاق و تصادف کرد و این فال گرفتن‌ها هرچند در زمان حافظ مرسوم نبوده اما بر زبان حافظ بوده است: «از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش / زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید» موضوعی که در کتاب «فال‌های شگفت‌انگیز حافظ» با همکاری فانی تبریزی به تفصیل درباره آن سخن گفته‌ام. مقاله‌ «چرا حافظ همیشه با ماست» که تحت تأثیر جمله انسانی خوش ذوق به نگارش درآمد پاسخی است بر چرایی این حقیقت که ما وقتی نوجوانیم گویی حافظ نوجوان است و وقتی جوانیم حافظ هم جوان می‌شود و در هنگامه میانسالی و پیری حافظ را کهنسالانه می‌فهمیم و بدین ترتیب حافظ همیشه با ماست؛ در همه شئون زندگی، در شادی و غم به حافظ روی می‌آوریم و یکی از این روی آوردن‌های ما همین فال گرفتن‌هاست. دانش‌های گوناگون، تجربه‌های روحی و عرفانی، سخن عشق و اشاره به رویدادهای زمانه از جمله دلایل انس گرفتن مردم به دیوان حافظ است. حافظ اولین کسی است که در غزل به رویدادهای زمانه اشاره‌های پوشیده کرده است و باز حافظ اولین کسی است که مدح و ستایش حکام زمانه را که پیش از این در قصیده بود در قالب غزل آورده است. با بررسی روی حدود 20 غزل سعدی و حافظ به عنوان دو اوج و دو قله غزل فارسی با یک قافیه ثابت و واحد، پی می‌بریم که کثرت معانی و تنوع مضامین در حافظ چند برابر بیشتر است و بدین ترتیب به اصطلاح فیزیک می‌توان گفت که چگالی غزل حافظ بالاتر از هر کس دیگری است و همین شاخصه هست که اجازه می‌دهد هر کسی به حافظ نزدیک شود و کام دل برآرد و خواسته خودش را در جام جهان‌نمای شعر حافظ ببیند.

روزنامه ایران ۲۰ مهر 1393 ص اول

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

در کوچه باغ های نشابور

روزتولد استاد کم نظیر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی مبارک، هم او که برای 67 هفت سالگیشان سروده بودم:

 مردی که بر چکاد قلل ایستاده است

 از نسل آفتابی عطار زاده است...

دیر زیاد این استاد فرهنگ مدار گرانمایه و ان شاء الله صد سالگیشان را به جشن بنشینیم.  

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

پرسش‌های امروز ما، پاسخ‌های مولانا

با حضور دکتر محمدعلی موحد، دکتر شهرام پازوکی و دکتر مجتبی بشردوست

مولاناجلال‌الدین کیست؟ آیا مولانا فقیه، عارف، دانشمند، حکیم و به نوعی فیلسوف بود که دین، عرفان، دانش و فلسفه را چون ابزارهایی به کار گرفته بود تا آفریدگار جهان هستی و نیستی، کل کائنات و انسان را که بی‌او کائنات بی‌معنا می‌ماند، بشناسد؟ چرا جهان در دو دهه‌ی اخیر به مولانا روی آورده است و کتاب‌ها و مقالات فراوان درباره‌ی او نوشته می‌شود؟ بی‌تردید مولانا از مردانی است که در طول تاریخ فراتر از مکان و زمان خویش گام برداشته‌اند. انسان امروز چه رویکردی به آثار مولانا دارد و به کدام پرسش بنیادین او پاسخ می‌دهد؟ مولوی که مرد دوران خود بود، می‌تواند مرد دوران ما نیز باشد؟ ما برای ساختن جهان مطلوب، چه بهره‌ای از مولانا می‌توانیم ببریم؟ مولانا چه نقشی در نزدیکی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها دارد؟ علم امروزی چه نسبتی با عرفان دارد؟ و بسیاری پرسش‌های دیگر درباره‌ی مولانا و دنیای امروز. هشتم مهر ماه روز بزرگداشت مولوی است و فرصت مناسبی است که بار دیگر این پرسش‌ها را با مولوی‌پژوهان در میان بگذاریم. مرکز فرهنگی شهر کتاب در روز سه‌شنبه هشتم مهر ماه ساعت ۱۶:۳۰، که روز بزرگداشت مولوی است، نشست هفتگی خود را به بررسی اندیشه‌ها و آثار مولانا و پاسخ‌های مولوی به پرسش‌های امروزی ما اختصاص داده است که با حضور دکتر محمدعلی موحد، دکتر شهرام پازوکی و دکتر مجتبی بشردوست برگزار شود و علی‌اصغر محمدخانی، کارنامه‌ی مولوی‌پژوهی در یک سال گذشته را تحلیل و بررسی می‌کند. از علاقه‌مندان به مولانا برای حضور در این نشست دعوت می‌شود به مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر، نبش کوچه‌ی سوم مراجعه کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

نمایشگاه کتاب در زنجان

چرا كتاب نمي خوانيم؟

درباره پايين بودن سرانه مطالعه در ايران

رسول خوب بين

 مساله پايين بودن سرانه كتابخواني در ايران، طي سال هاي گذشته از دغدغه هاي اصلي دست اندركاران و اهالي فرهنگ كشور بوده است: روز به روز اين آمار سيري نزولي را طي مي كند و جامعه كتابخوان هاي كشور كوچك تر از قبل مي شوند. طي 30 سال گذشته، هر سال از تيراژ كتاب هاي چاپي كمتر شده و از تيراژهاي چند صد هزار نسخه يي به چاپ هاي با هزار نسخه در هر نوبت چاپ رسيده ايم. اين مساله ديگر فراگير شده است و مربوط به نام نويسنده نمي شود، فرقي ندارد نويسنده جوان باشد يا كهنه كار: مردم ديگر كتاب نمي خوانند، اما چرا؟ سيد عباس صالحي: مردم براي مطالعه نكردن، بهانه تراشي مي كنند هفته گذشته سيد عباس صالحي در آيين افتتاح هفتمين نمايشگاه ناشران كتاب سراسر كشور و نخستين نمايشگاه مطبوعات استاني در محل دايمي نمايشگاه هاي بين المللي كاسپين زنجان حاضر شد و دقايقي درباره مساله كتاب و كتابخواني سخنراني كرد. صالحي يكي از مهم ترين دغدغه هاي بخش توليد كتاب را كم بودن تعداد كتاب خوانان در كشور دانست: «امروز با وجود اينكه كتاب هاي خوبي در كشور در حال چاپ است، مردم بهانه هايي مانند نبودن فرصت كتابخواني و گراني كتاب را دليل كاهش زمان مطالعه خود مي دانند. در حالي كه اين موضوعات، بهانه هستند.» وي در ادامه افزود: «مردم براي مطالعه نكردن، بهانه تراشي مي كنند.» صالحي در ادامه صحبت هايش به مقايسه فضاي كتابخواني بين سال هاي اخير و سال هاي گذشته پرداخت: «اگر فضاي امروز عرضه كتاب در كشور را با فضاي سال 57 مقايسه كنيم، درخواهيم يافت كه در سال 57 تنها 254 عنوان كتاب به چاپ رسيده بود و چاپ 66 هزار عنوان كتاب در سال 92 نشان مي دهد كه پيشرفت در توليد انديشه در كشور با اوايل انقلاب قابل مقايسه نيست. از ميان 66هزار عنوان كتاب چاپ شده در سال 92، تعداد 35 هزار و 416 عنوان كتب چاپ اول بودند و در 5 ماهه نخست امسال نيز 20 هزار و 202 عنوان كتاب در سطح كشور به چاپ رسيده است كه نسبت به مدت مشابه سال گذشته، 15 درصد رشد داشته است. » صالحي در انتها به چالش هايي كه با افزايش توليد كتاب در كشور به وجود خواهد آمد اشاره داشت: «در دوران پيش از انقلاب به دليل پايين تر بودن سطح سواد مردم، محدود بودن كتاب ضربه يي به دسترسي متقاضيان كم آن نمي زد: اما امروز علاوه بر توليد كتاب بالادر كشور، سطح سواد نيز بالارفته و دسترسي مخاطبان به اين كتب دشوار شده است.» كارشناسان چه مي گويند؟ اما درباره دلايل پايين بودن سرانه مطالعه در ايران، تصميم گرفتيم مساله را با دو تن از دست اندركاران حوزه كتاب در ميان بگذاريم تا علت هاي اين سير نزولي را جويا شويم. با «بيژن اشتري» مترجم و منتقد در اين باره صحبت مي كنم و مي پرسم: «آماري با سير نزولي كه ارائه مي شود به نظر شما چه قدر مورد اعتماد است؟» اشتري پاسخ مي هد: «به نظر من ابتدا بايد بررسي شود كه اساسا اين آمار به چه صورتي به دست آمده، بايد بدانيم كه مطالعه چه نوع كتاب هايي مد نظر تنظيم كنندگان اين آمار بوده است. اصولاوقتي از سرانه مطالعه حرف مي زنيم، كتاب هاي درسي جزيي از آمار نيستند، خواندن متن در اينترنت نبايد به حساب بيايد.» اين مترجم در ادامه و عطف به راهكارهايي براي برون رفت از وضعيت پايين بودن سرانه مطالعه افزود: «ما سه هزار كتابخانه عمومي در سطح كشور داريم كه در اين زمينه خيلي مي توانند موثر باشند، ولي هنگامي كه به اغلب اين كتابخانه ها مراجعه مي كنيم، مي بينيد كه 70 تا 80 درصد كتاب هاشان قديمي است و كتاب هاي روز به ندرت در ميان شان يافت مي شود كه زياد مورد استفاده نسل جوان و پژوهشگران نيست.» اشتري ادامه مي دهد: «وزارت ارشاد هم كتاب هايي خاصي را از ناشران و مولفان خريداري مي كند كه به علت نگاه ايدئولوژيكي كه بعضا به اين مساله دارند، كتابخانه ها با كتاب هاي مد نظر خودشان پر مي كنند و به خيال خودشان مي خواهند از يك جريان فكري خاص حمايت كنند، غافل از اينكه اين كار صددرصد نتيجه عكس مي دهد.» اين مترجم و منتقد سينمايي در پايان و با توجه به نقش نهاد آموزشي در اين مساله افزود: «سيستم دانشگاهي و آموزشي ما در اين زمينه ايرادي اساسي دارد: دانشجو تشويق نمي شود كه برود دنبال تحقيق و پژوهش، ممكن است گاهي به كتاب هاي مرجع مراجعه كند اما آن هم از سر رفع تكليف است. نهاد آموزشي در اين زمينه مسوول است و بايد روح پرسشگري و پژوهش دانشجو را زنده كند.» همين مساله را با «مجيد ضرغامي»، شاعر و مدير انتشارات «سرزمين اهورايي» در ميان گذاشتم، از ضرغامي راهكارهاي افزايش سرانه مطالعه را جويا شدم و او در پاسخ بيان كرد: «تا زماني كه مشكلات خودساخته و البته غيرقابل پيش بيني كم نشود، نمي توان سرانه مطالعه را افزايش داد. براي افزايش سرانه مطالعه به يك جهاد اجتماعي نياز داريم.» وي در ادامه افزود: «بايد از توليد كتاب هاي بنجل بدكيفيت و بي محتوا دوري كنيم. نمي دانم ابتدا از كجا، اما بايد در سياست هاي كلان تغييراتي اعمال شود تا كتاب هاي «فرمايشي» با ظاهر انساني و آرماني اما با عملكرد خنثي كه گاهي نيز با وجود محتواي خوب و انساني ضد تعاريف و شعارهاي توليد كنندگان عمل مي كند به صفر برسند. بايد جسارت اعتراض و تغيير داشته باشيم. بخش عمده منابع مالي ما در بخش فرهنگ و توليد كتاب به دست خود ما نابود مي شود. بايد براي توليدات فرهنگي و مديريت پروژه مالي فكر اساسي كرد و منابع، مواد اوليه و خصوصا كاغذ را در اين دوران ناعدالتي تحريم ها از بين نبرد كار را بايد به دست كاردان داد.» كتاب نخواندن: تراژدي فقر فرهنگي بي هيچ تعارفي، كتاب نخواندن يك ملت، با هر توجيه و دليلي كه باشد يك تراژدي است، ملتي كه كتاب نخواند، از گذشته، حال و آينده خود غافل خواهد شد، اين را بزرگان تاريخ ما بارها گفته اند و تاكيد ورزيده اند، اما امروز به وضعيت مناسبي نرسيده ايم، بايد در اين زمينه بحث و گفت وگوهاي بيشتري شكل بگيرد و دولت نيز به نوبه خود كمك كند، تا شايد از اين وضعيت خارج شويم.

 روزنامه اعتماد یک شنبه نهم شهریور 1393

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

نگاه مذهبي

امام صادق(ع)، احياگر مكاتب تشيع

 غلامرضا اعواني

امام صادق(ع) را رييس مكتب تشيع گفته اند. اين رياست به معناي پست و مقام نيست چرا كه پست و مقام دنيوي از بين مي رود اما وقتي كه به امام صادق(ع) گفته مي شود رييس مكتب تشيع مقصود مجاهدت علمي و تربيت شاگرداني كه پرچمدار شكوفايي انديشه اسلامي و ولايت علوي و احيا گر مكتب تشيع است. امام صادق(ع) در طول 34 سال امامت خود با مجاهدت هاي علمي و ديني، مكتب جعفري را پايه گذاري كرد. ايشان شريعت محمد(ص) و مكتب تشيع را احيا كرد و مانع از نابودي شيعه و فراموشي اسلام ناب محمدي شد. چيزي كه دنياي امروز ما شديدا به يادآوري آموزه هاي ولايي و علوي ائمه معصومين نيازمند است. امام صادق(ع) در طول حيات پربركت خود بيش از 4 هزار شاگرد را در مكتب معارف ديني و انديشه هاي اسلامي خود تربيت كرد و آنها را در جهت پاسداري از مكتب ديني و علمي و نگهداري از تشيع راستين به جهان اسلام فرستاد. بي شك گنجينه علوم ديني اين امام همام در سال ها زندگي در محضر امام سجاد(ع) و پدر بزرگوارش امام باقر(ع) به دست آمد و همگان ايشان را با نفوذ كلام، حكمت وسيع و قدرت بيان مي شناختند. در روزگاري كه افكار ضداسلامي و ويرانگر خطري بزرگ در مسير اسلام ناب محمدي بود، امام صادق(ع) رييس مذهب جعفري با مجاهدت هاي علمي خود مانع از شيوع اين افكار ضد اسلامي شد. خرافه و بدعت در دين مانند بيماري است كه تن سالم را از درون پوسيده مي كند.اما اين امام همام جهادگر ميدان علم در راه تاسيس مكتب تشيع، مشقت هاي فراواني را متحمل شد تا نهضتي بزرگ بر اساس پايه هاي حقيقت اسلام و عقلانيت ديني بنيان گذارد. هرچند گفت وگوها و مناظرات امام صادق(ع) با قدرت منطق و استدلال وي و پاسخگويي به شبهات ديني نقش مهمي در احياي مكتب تشيع داشت. من عالمان ديني و دانشجويان را دعوت مي كنم كه مناظرات امام صادق(ع) را با چشم باز ببينيد و عبرت بگيرند كه چگونه امامان ما اهل منطق و استدال بودند. همين ايشان بود كه حكمت الهي را سيراب كرد و جاني دوباره به آن بخشيد. امام صادق(ع) حكمت را در ولايت مي ديد. چرا كه ولايت علم آور است و معرفت مي آورد، در حديث آمده است كه خداوند هيچ ولي را جاهل قرار نداده است، در واقع ولي عارف است و به نور الهي مي بيند. پيامبر مي فرمايد: از فراست مومن بترسيد كه چيزها را با نور خدا مي نگرد. تا چه برسد به ولي خدا كه ولايت اطوار عاليه ايمان است و ولي همه چيز را به نور خدا مي بيند و از هواي نفس برخاسته و صفات و وجود او الهي شده است و به نور حق مي بيند. بنابراين عرفا با نور ديگري ائمه(ع) را مي بينند و به صورت اشاره در كتب آنها هست، اشاراتي كه كاملابيان مي كند كه آنها چه احترامي به اهل بيت(ع) داشتند.

□ روزنامه اعتماد، شماره 3038 به تاريخ 30/5/93، صفحه 1 (صفحه اول)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت   توسط هادی وحيدی  | 

مطالب قدیمی‌تر